(آيه 13)- در اين آيه براى تكميل اين هدف، مقايسهاى در ميان مشركان مكه و بت پرستان پيشين مىكند و با عبارتى گويا آنها را شديدا مورد تهديد قرار مىدهد و در ضمن روى بعضى از جرائم بزرگ آنها كه دليلى بر جواز جنگ با آنها است تكيه كرده، مىفرمايد: «و چه بسيار شهرهايى كه از شهرى كه تو را بيرون كرد نيرومندتر بودند، ما همه آنها را نابود كرديم و هيچ ياورى نداشتند» (وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْناهُمْ فَلا ناصِرَ لَهُمْ).
كسانى كه آنقدر جسور شدهاند كه بزرگترين فرستاده الهى را از مقدّسترين شهرها بيرون مىكنند گمان نبرند هميشه اين وضع ادامه خواهد يافت، خداوندى كه قوم عاد و ثمود و فراعنه و لشكر ابرهه را به آسانى درهم كوبيد درهم شكستن آنها نيز براى او بسيار ساده است.
(آيه 14)- اين آيه از مقايسه ديگرى بين «مؤمنان» و «كفار» سخن مىگويد، از دو گروه متفاوت در همه چيز كه يكى داراى ايمان و عمل صالح است و ديگرى داراى يك زندگى به تمام معنى حيوانى، از دو گروهى كه يكى در زير چتر ولايت پروردگار قرار گرفته، و ديگرى بىمولى و سر پرست.
مىفرمايد: «آيا كسى كه دليل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند كسى است كه زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده، و از هواى نفسشان پيروى مىكنند»؟! (أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ).
گروه اول از شناخت صحيح و يقين و دليل و برهان قطعى برخوردارند، اما گروه دوم بر اثر پيروى از هوى و هوسهاى سركش گرفتار سوء تشخيص و عدم درك واقعيت و تاريكى مسير و هدف شده، در ظلمات اوهام سرگردانند، هرگز اين دو گروه يكسان نيستند.
«بيّنه» به معنى دليل آشكار است و در اينجا اشاره به قرآن و معجزات پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله و دلائل عقلى ديگر است.





