(آيه 63)- در آيات گذشته به گوشه‏اى از ويژگيهاى زندگى حضرت مسيح اشاره شد در اينجا مى‏فرمايد: «هنگامى كه عيسى با در دست داشتن بينات (معجزات و آيات الهى) آمد، گفت: من براى شما حكمت آورده‏ام و (آمده‏ام) تا بعض امورى را كه در آن پيوسته اختلاف داريد براى شما تبيين كنم» (وَ لَمَّا جاءَ عِيسى‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ).

«حكمت» به تمام عقائد حق، و برنامه‏هاى صحيح زندگى- كه انسان را از هرگونه انحراف در ايمان و عمل باز مى‏دارد، و به تهذيب نفس و اخلاق او مى‏پردازد- اطلاق شده است.

اين حكمت علاوه بر اينها هدف ديگرى نيز به دنبال دارد و آن برطرف ساختن اختلافاتى است كه وجود آنها نظام جامعه را به هم مى‏ريزد، و مردم را سرگردان و بيچاره مى‏كند، و لذا حضرت مسيح در متن سخنانش روى اين مسأله تكيه مى‏نمايد.

و در پايان آيه مى‏افزايد: «اكنون (كه چنين است و محتواى دعوت من اين است) تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد» (فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ).

(آيه 64)- سپس براى اين كه هرگونه ابهامى را در زمينه عبوديت خود بر طرف سازد مى‏گويد: «بطور قطع خداوند پروردگار من و پروردگار شماست» (إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ).

من نيز در تمام وجود و هستيم همانند شما نيازمند به خالق و مدبرى هستم، او مالك من و راهنماى من است.

و براى تأكيد بيشتر اضافه مى‏كند: «اكنون (كه چنين است) او را پرستش كنيد» (فَاعْبُدُوهُ). چرا كه غير او لايق پرستش نيست، همه مربوبند و او ربّ است.

باز هم سخن خود را با جمله ديگرى تأكيد مى‏كند تا جاى هيچ بهانه‏اى باقى نماند مى‏گويد: «اين است صراط مستقيم» (هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ).

آرى! راه راست همان راه عبوديت و بندگى پروردگار است، راهى است كه انحراف و اعوجاج در آن نيست.