(آيه 5)- در اين آيه منكران، و اعراض كنندگان از قرآن، را مخاطب ساخته، مىگويد: «آيا اين ذكر [قرآن] را (كه مايه بيدارى و يادآورى شماست) از شما بازگيريم به خاطر اين كه قومى اسرافكاريد»؟! (أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَنْ كُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِينَ).
درست است كه شما در دشمنى و مخالفت با حق، چيزى فروگذار نكردهايد، ولى لطف و رحمت خداوند به قدرى وسيع و گسترده است كه اينها را مانع بر سر راه خود نمىبيند، باز هم اين كتاب را پىدرپى بر شما نازل مىكند، تا دلهايى كه اندك آمادگى دارند، تكان بخورند و به راه آيند، و اين است مقام رحمت عامه و رحمانيت پروردگار كه دوست و دشمن را در بر مىگيرد.
(آيه 6)- سپس به عنوان شاهد و گواه بر آنچه گفته شد، و هم تسلّى و دلدارى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و در ضمن تهديدى براى منكران لجوج، در عبارتى كوتاه و محكم مىفرمايد: «چه بسيار از پيامبران را كه براى هدايت در ميان اقوام پيشين فرستاديم» (وَ كَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ).
(آيه 7)- «ولى هيچ پيامبرى به سراغشان نمىآمد مگر اين كه او را استهزا مىكردند» (وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ).
اين مخالفتها و سخريهها هرگز مانع لطف الهى نبود، اين فيضى است كه از ازل تا به ابد ادامه يافته، وجودى است كه بر همه بندگان مىكند.
(آيه 8)- اما براى اين كه تصور نكنند كه لطف بىحساب خداوند مانع مجازات آنها در پايان كار خواهد شد- كه مجازات نيز خود، مقتضاى حكمت اوست- اين آيه مىافزايد: «ولى ما كسانى را كه نيرومندتر از آنها بودند هلاك كرديم» (فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً).
«و داستان پيشينيان گذشت» (وَ مَضى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ).
در آياتى كه قبلا بر تو نازل كردهايم، نمونههاى زيادى از اين اقوام سركش و طغيانگر مطرح شدهاند، و شرح حال آنها بر تو نازل گرديده اقوامى با امكانات و ثروت و نفرات و لشگر و استعداد فراوان همچون فرعون و فرعونيان و قوم عاد و ثمود.





