(آيه 49)- چنانكه در اين آيه مى‏خوانيم: «آنها گفتند: اى ساحر! پروردگارت را به عهدى كه با تو كرده است بخوان (تا ما را از اين درد و رنج و بلا و مصيبت رهايى بخشد، و) مطمئن باش كه ما راه هدايت را پيش خواهيم گرفت»! (وَ قالُوا يا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ).

چه تعبير عجيبى! از يك سو ساحرش مى‏خوانند، و از سوى ديگر براى رفع بلا دست به دامنش مى‏زنند! و از سوى سوم به او وعده قبول هدايت مى‏دهند!

آرى! سبك مغزان مغرور هنگامى كه بر اريكه قدرت مى‏نشينند چنين است منطقشان و راه و رسمشان.

(آيه 50)- ولى به هر حال موسى به خاطر اين تعبيرات نيش‏دار و موهن هرگز دست از هدايت آنها برنداشت، و از خيره سرى آنها مأيوس و خسته نشد، همچنان به كار خود ادامه داد بارها دعا كرد تا طوفان بلاها فرو نشيند و فرو نشست.

اما چنانكه آيه شريفه مى‏گويد: «هنگامى كه عذاب را از آنها بر طرف مى‏ساختيم آنها پيمانهاى خود را مى‏شكستند و به لجاجت و انكار خود ادامه مى‏دادند» (فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ).

اينها همه درسهايى است زنده و گويا براى مسلمانان و تسليت خاطرى است براى شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كه از لجاجت و سرسختى مخالفان هرگز خسته نشوند.

و نيز هشدارى است به دشمنان لجوج و سرسخت كه آنها هرگز از فرعون و فرعونيان قويتر و قدرتمندتر نيستند، سر انجام كار آنها را ببينند و در عاقبت كار خويش بينديشند.