(آيه 22)- در اين آيه به بهانه اصلى آنان اشاره كرده كه آن هم در واقع خرافهاى بيش نيست كه پايه خرافه ديگرى شده است، مىفرمايد: «بلكه آنها مىگويند: ما نياكان خود را بر مذهبى يافتيم و ما نيز به آثار آنها هدايت شدهايم» (بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ).
در حقيقت آنها دليلى جز «تقليد كوركورانه» از پدران و نياكان خود نداشتند و عجب اين كه خود را با اين تقليد هدايت يافته مىپنداشتند، در حالى كه در مسائل اعتقادى و زير بنايى فكرى هيچ انسان فهميده و آزادهاى نمىتواند متكى بر تقليد باشد آن هم به صورت تقليد «جاهل از جاهل».
(آيه 23)- در اينجا بحث آيات گذشته را در زمينه بهانه اصلى مشركان براى بتپرستى كه مسأله تقليد نياكان بود ادامه داده، مىگويد: اين تنها ادعاى مشركان عرب نيست، «همين گونه ما در هيچ شهر و ديارى پيش از تو پيغمبرى انذار كننده نفرستاديم مگر اين كه ثروتمندان مست و مغرور گفتند: ما پدران خود را بر مذهبى يافتيم، و ما به آثار آنان اقتدا مىكنيم» (وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ).
(آيه 24)- اين آيه پاسخى را كه انبياى پيشين به آنها مىدادند به وضوح بيان مىكند، مىگويد: «پيامبرشان به آنان گفت: آيا اگر من آئينى روشنتر و هدايت كنندهتر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد آورده باشم» باز هم آن را انكار مىكنيد؟! (قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ).
اين مؤدبانهترين تعبيرى است كه مىتوان در مقابل قومى لجوج و مغرور بيان كرد كه عواطف آنها به هيچ وجه جريحهدار نشود و اين گونه تعبيرات قرآنى، ادب در بحث و محاجّه را مخصوصا در مقابل جاهلان مغرور به ما مىآموزد.
ولى با اين همه به قدرى آنها غرق در جهل و تعصب و لجاج بودند كه اين گفتار حساب شده و مؤدبانه نيز در آنها مؤثر واقع نشد، آنها فقط در پاسخ انبيائشان «گفتند: ما به آنچه شما به آن مبعوث هستيد كافريم»! (قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ).





