(آيه 15)- چگونه ملائكه را دختران خدا مى‏خوانيد؟
بعد از تحكيم پايه‏هاى توحيد از طريق بر شمردن نشانه‏هاى خداوند در نظام هستى و نعمتها و مواهب او، در اينجا به نقطه مقابل آن يعنى مبارزه با شرك و پرستش غير خدا پرداخته نخست به سراغ يكى از شاخه‏هاى آن يعنى پرستش فرشتگان مى‏رود و مى‏فرمايد: «آنها براى خداوند از ميان بندگانش جزئى قرار دادند» (وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً).

تعبير به «جزء» هم بيانگر اين است كه آنها فرشتگان را فرزندان خدا مى‏شمردند زيرا هميشه فرزند جزئى از وجود پدر و مادر است كه به صورت نطفه از آنها جدا مى‏شود.

و نيز بيان كننده پذيرش عبوديت آنهاست چرا كه فرشتگان را جزئى از معبودان در مقابل خداوند تصور مى‏كردند.
سپس مى‏افزايد: «انسان كفران كننده آشكارى است» (إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ).

به جاى اين كه سر بر آستان خالق و ولى نعمت خود بسايد راه كفران پيش گرفته به سراغ مخلوقاتش مى‏رود.

(آيه 16)- در اين آيه براى محكوم كردن اين تفكر خرافى از ذهنيات و مسلمات خود آنها استفاده مى‏كند، چرا كه آنها جنس مرد را بر زن ترجيح مى‏دادند، و اصولا دختر را ننگ خود مى‏شمردند، مى‏فرمايد: «آيا از ميان مخلوقاتش دختران را براى خود انتخاب كرده و پسران را براى شما برگزيده است» (أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ).

به پندار شما مقام دختر پايين‏تر است، چگونه خود را بر خدا ترجيح مى‏دهيد؟ سهم او را دختر، و سهم خود را پسر مى‏پنداريد؟!