(آيه 9)- بخشى از دلائل توحيد: از اينجا بحث پيرامون توحيد و شرك شروع مى‏شود، نخست از فطرت و سرشت انسانها براى اثبات توحيد كمك مى‏گيرد، مى‏فرمايد: «هر گاه از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده مسلما مى‏گويند: خداوند قادر و دانا آنها را آفريده است» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ).

(آيه 10)- سپس به پنج قسمت از نعمتهاى بزرگ خدا كه هر يك نمونه‏اى از نظام آفرينش و آيتى از آيات خداست اشاره مى‏كند.

نخست از زمين شروع كرده، مى‏فرمايد: «همان كسى كه زمين را محل آرامش شما قرار داد» (الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً). و مى‏دانيم نعمت آرامش و امنيت پايه اصلى بهره گيرى از نعمتهاى ديگر است.

و براى بيان نعمت دوم مى‏افزايد: «او براى شما در زمين راههايى قرار داد تا هدايت شويد» و به مقصد برسيد (وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ).

مى‏دانيم: تقريبا سراسر خشكيها را چين خوردگيهاى بسيار فراگرفته و كوههاى بزرگ و كوچك و تپه‏هاى مختلف آن را پوشانده است، و جالب اين كه در ميان بزرگترين سلسله جبال دنيا غالبا بريدگيهايى وجود دارد كه انسان مى‏تواند راه خود را از ميان آنها پيدا كند، و كمتر اتفاق مى‏افتد كه اين كوهها بكلى مايه جدايى بخشهاى مختلف زمين گردند، و اين يكى از اسرار نظام آفرينش و از مواهب الهى بر بر بندگان است.

از اين گذشته بسيارى از قسمتهاى زمين به وسيله راههاى دريايى به يكديگر مربوط مى‏شوند كه اين خود نيز در عموميت مفهوم آيه وارد است.

(آيه 11)- سومين موهبت را كه مسأله نزول آب باران و احياى زمينهاى مرده است در اين آيه به اين صورت مطرح مى‏كند «همان كسى كه از آسمان آبى فرستاد بمقدار معيّن» (وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ).

«و به وسيله آن سرزمين مرده‏اى را حيات بخشيديم» (فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً).

«و همين گونه (كه زمينهاى مرده با نزول باران زنده مى‏شوند شما نيز بعد از مرگ زنده، و از قبرها) خارج خواهيد شد» (كَذلِكَ تُخْرَجُونَ).