(آيه 27)- سپس به دنبال بحث از سرگذشت داود و خلافت الهى او در زمين، سخن از هدفدار بودن جهان هستى به ميان مىآورد تا جهت حكومت بر زمين كه جزئى از آن است مشخص گردد، مىفرمايد: «و ما آسمان و زمين و آنچه را در ميان اين دو است بيهوده نيافريديم، اين گمان كافران است، واى بر كافران از آتش» دوزخ! (وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ).
مسأله مهمى كه تمام حقوق از آن سر چشمه مىگيرد هدفدار بودن خلقت است، هنگامى كه در جهان بينى خود اين مطلب را پذيرفتيم كه اين عالم وسيع از ناحيه خداوند بزرگ بيهوده آفريده نشده، بلافاصله به دنبال هدف آن مىرويم، هدفى كه در كلمههاى كوتاه و پر محتواى «تكامل» و «تعليم» و «تربيت» خلاصه مىشود، و از آنجا نتيجه مىگيريم كه حكومتها نيز بايد در همين خط گام بردارند، پايههاى تعليم و تربيت را محكم كنند و مايه تكامل معنوى انسانها شوند.
(آيه 28)- در اين آيه اضافه مىكند: «آيا (ممكن است) كسانى را كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته انجام دادهاند همچون مفسدان در زمين قرار دهيم»؟! (أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ).
«يا پرهيزكاران را همچون فاجران قرار دهيم»؟ (أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ).
نه بىهدفى در خلقت ممكن است، و نه مساوات صالحان و طالحان، چرا كه گروه اول در مسير اهداف آفرينش گام بر مىدارند و به سوى مقصد پيش مىروند، اما گروه دوم در جهت مخالف قرار گرفتهاند.
(آيه 29)- در اين آيه به مطلبى اشاره مىكند كه در حقيقت تأمين كننده هدف آفرينش است، مىفرمايد: «اين كتابى پر بركت است كه بر تو نازل كردهايم، تا در آيات آن تدبر كنند، و خردمندان متذكر شوند» (كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ).
تعليماتش جاويدان، و دستوراتش عميق و ريشهدار، و برنامههايش حياتبخش و راهبر انسان در طريق هدف آفرينش است.
هدف از نزول اين كتاب بزرگ اين نبوده كه تنها به تلاوت و لقلقه زبان قناعت كنند بلكه هدف اين بوده كه آياتش سر چشمه فكر و انديشه، و مايه بيدارى وجدانها گردد و آن نيز به نوبه خود حركتى در مسير عمل بيافريند.





