(آيه 48)- در اين آيه بار ديگر روى همان مسأله‏اى كه در چند آيه قبل تكيه شده بود تأكيد مى‏كند و به كافران لجوج اين چنين هشدار مى‏دهد: «چه بسيار شهرها و آباديها كه به آنها مهلت دادم در حالى كه ستمگر بودند (مهلت دادم تا اين كه بيدار شوند و هنگامى كه بيدار نشدند باز هم مهلت دادم تا در ناز و نعمت فرو روند) اما ناگهان آنها را زير ضربات مجازات گرفتم» (وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَها وَ هِيَ ظالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُها).

آنها نيز مثل شما از دير شدن عذاب، شكايت داشتند و مسخره مى‏كردند و آن را دليل بر بطلان وعده پيامبران مى‏گرفتند.

آرى! «همه به سوى من باز مى‏گردند» (وَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ) و تمام خطوط به خدا منتهى مى‏شود و همه اين اموال و ثروتها مى‏ماند و وارث همه اوست.

(آيه 49)- از آنجا كه در آيات گذشته سخن از تعجيل كافران در عذاب الهى بود و اين مسأله‏اى است كه تنها به مشيت ذات پاك خداوند مربوط مى‏شود و حتى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را در آن اختيارى نيست، اين آيه خطاب به پيامبر چنين مى‏گويد: «بگو:

اى مردم! من تنها براى شما انذار كننده آشكارى هستم» (قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ).

(آيه 50)- اين آيه و آيه بعد چهره‏اى از مسأله بشارت و چهره‏اى از انذار را ترسيم مى‏كند و از آنجا كه همواره رحمت واسعه خدا بر عذاب و كيفرش پيشى دارد نخست از بشارت، سخن مى‏گويد: «پس كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آمرزش خدا و روزى پر ارزشى در انتظار آنهاست» (فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ).

نخست با آب آمرزش و مغفرت الهى شستشو داده و پاك مى‏شوند، خاطرى آسوده و وجدانى آرام از اين ناحيه پيدا مى‏كنند. سپس مشمول انواع الطاف و نعمتهاى ارزشمند او مى‏گردند.

«رِزْقٌ كَرِيمٌ» مفهوم وسيعى دارد كه تمام نعمتهاى گرانبهاى معنوى و مادى را شامل مى‏شود.