(آيه 9)- سپس در يك عبارت كوتاه و پر معنى به يكى از علل انحراف و گمراهى اين رهبران ضلالت پرداخته، مى‏گويد: «آنها با تكبر و بى‏اعتنايى (نسبت به سخنان الهى و دلائل روشن عقلى) مى‏خواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند» (ثانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ).

سپس كيفر شديد آنها را در دنيا و آخرت به اين صورت تشريح مى‏كند: «بهره آنها در اين دنيا رسوائى و بد بختى است، و در قيامت عذاب سوزنده را به آنها مى‏چشانيم» (لَهُ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ).

(آيه 10)- و به او مى‏گوئيم: «اين نتيجه چيزى است كه دستهايت از پيش براى تو فرستاده است» (ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ).

«و خداوند هرگز به بندگان ظلم و ستم نمى‏كند» (وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ).

نه كسى را بى‏جهت كيفر مى‏دهد، و نه بر ميزان مجازات كسى بدون دليل مى‏افزايد، و برنامه او عدالت محض و محض عدالت است.

(آيه 11)- آنها كه بر لب پرتگاه كفرند! در آيات گذشته سخن از دو گروه در ميان بود گروه پيروان گمراه، و رهبران گمراه كننده، اما در اينجا سخن از گروه سومى است كه همان افراد ضعيف الايمان هستند.

قرآن در توصيف اين گروه چنين مى‏گويد: «و بعضى از مردم خدا را تنها با زبان مى‏پرستند» اما ايمان قلبى آنها بسيار سطحى و ضعيف است (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ). و با كوچكترين چيزى ايمانشان بر باد فنا مى‏رود.

سپس قرآن به تشريح تزلزل ايمان آنها پرداخته، مى‏گويد: «پس آنها چنانند كه اگر (دنيا به آنها رو كند و نفع و) خيرى به آنان برسد حالت اطمينان پيدا مى‏كنند! (و آن را دليل بر حقانيت اسلام مى‏گيرند) اما اگر به وسيله گرفتاريها و پريشانى و سلب نعمت مورد آزمايش قرار گيرند دگرگون مى‏شوند» و به كفر رو مى‏آورند! (فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ).

گوئى آنها دين و ايمان را به عنوان يك وسيله نيل به ماديان پذيرفته‏اند كه اگر اين هدف تأمين شد دين را حق مى‏دانند و گر نه بى‏اساس! و در پايان آيه اضافه مى‏كند: و به اين ترتيب «آنها هم دنيا را از دست داده‏اند و هم آخرت را» (خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ).

و «اين همان خسران و زيان آشكار است» كه انسان هم دينش بر باد رود و هم دنيايش (ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ).