(آيه 46)- سير در ارض و بيدارى دلها: از آنجا كه در آيات گذشته، سخن از اقوام ظالم و ستمگرى بود كه خداوند آنها را به كيفر اعمالشان رسانيد و شهر و ديارشان را ويران ساخت، در اين آيه به عنوان تأكيد روى اين مسأله مى‏گويد: «آيا آنها سير در زمين نكردند تا دلهايى داشته باشند كه با آن حقيقت را درك كنند؟ يا گوشهاى شنوايى كه نداى حق را بشنوند» (أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها).

آرى! ويرانه‏هاى كاخهاى ستمگران و مساكن ويران شده جباران و دنيا پرستان كه روزى در اوج قدرت مى‏زيستند، هر يك در عين خاموشى هزار زبان دارند و با هر زبانى هزاران نكته مى‏گويند.

سپس براى اين كه حقيقت اين سخن آشكارتر گردد، قرآن مى‏گويد: چه بسيارند كسانى كه ظاهرا چشم بيان و گوش شنوا دارند اما در واقع كوران و كرانند، «چرا كه چشمهاى ظاهر نابينا نمى‏شود، بلكه دلهايى كه در سينه‏ها جاى دارد، بينايى را از دست مى‏دهد» (فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ).

در حقيقت آنها كه چشم ظاهرى خويش را از دست مى‏دهند، كور و نابينا نيستند و گاه روشن دلانى هستند از همه آگاه‏تر، نابينايان واقعى كسانى هستند كه چشم قلبشان كور شده و حقيقت را درك نمى‏كنند! لذا در روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى‏خوانيم: «بدترين نابينايى، نابينايى دل است»!

(آيه 47)- در اين آيه چهره ديگرى از جهالت و بى‏خبرى كور دلان بى‏ايمان را ترسيم كرده، مى‏گويد: «آنها با عجله از تو تقاضاى عذاب مى‏كنند» و مى‏گويند: اگر راست مى‏گويى پس چرا مجازات الهى دامان ما را نمى‏گيرد؟ (وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ).

در پاسخ به آنها بگو: زياد عجله نكنيد: «خداوند هرگز از وعده خود تخلف نخواهد كرد»! (وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ).

براى او يك ساعت و يك روز و يك سال فرق نمى‏كند: «چرا كه يك روز در نزد پروردگار تو همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد» (وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ).