(آيه 70)- و در اين آيه به عنوان نتيجه گيرى كوتاه و فشرده، مى‏فرمايد: «آنها مى‏خواستند ابراهيم را با اين نقشه نابود كنند، ولى ما آنها را زيانكارترين مردم قرار داديم» (وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرِينَ).

ناگفته پيداست كه با سالم ماندن ابراهيم در ميان آتش، صحنه بكلى دگرگون شد، غريو شادى فرو نشست، دهانها از تعجب باز ماند، ولى باز هم تعصب و لجاجت مانع از پذيرش حق بطور كامل گرديد، هر چند دلهاى بيدار بهره خود را از اين ماجرا بردند و بر ايمانشان نسبت به خداى ابراهيم افزوده شد.

(آيه 71)- هجرت ابراهيم از سرزمين بت پرستان: داستان آتش سوزى ابراهيم و نجات اعجاز آميزش از اين مرحله خطرناك، لرزه بر اركان حكومت نمرود افكند او اگر با اين حال در آن شهر و كشور باقى مى‏ماند، با آن زبان گويا و منطق نيرومند و شهامت بى‏نظيرش مسلما كانون خطرى براى آن حكومت جبار و خودكامه بود.

از سوى ديگر ابراهيم در واقع رسالت خود را در آن سر زمين انجام داده، و بذر ايمان و آگاهى را در آن سر زمين پاشيده بود.

او بايد از اينجا به سر زمين ديگرى برود و رسالت خود را در آنجا نيز پياده كند، لذا تصميم گرفت تا به اتفاق «لوط»- برادر زاده‏اش- و همسرش «ساره» و احتمالا گروه اندكى از مؤمنان از آن سر زمين به سوى شام هجرت كند.

آنچنانكه قرآن مى‏گويد: «و ما ابراهيم و لوط را به سوى سر زمينى كه براى جهانيان پر بركت ساخته بوديم نجات و رهايى بخشيديم» (وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ).

(آيه 72)- اين آيه به يكى از مهمترين مواهب خدا به ابراهيم كه داشتن فرزندى صالح و نسلى برومند و شايسته است اشاره كرده، مى‏فرمايد: «و ما به او اسحاق را بخشيديم و يعقوب (فرزند اسحاق) را بر او افزوديم» (وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً).

«و همه آنها را مردانى صالح و شايسته و مفيد قرار داديم» (وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ).