(آيه 26)- فرشتگان بندگان شايسته و فرمانبردار! از آنجا كه در آيه قبل سخن از پيامبران الهى و نفى هر گونه شرك در ميان بود بحث اين آيه در مورد نفى فرزند بودن فرشتگان است.

توضيح اين كه: بسيارى از مشركان عرب عقيده داشتند كه فرشتگان، فرزندان خدا هستند، قرآن اين عقيده خرافى و بى‏اساس را محكوم كرده و بطلان آن را با دلايل مختلف بيان مى‏كند، نخست مى‏گويد: «و آنها گفتند: خداوند رحمان فرزندى براى خود انتخاب كرده است» (وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً).

اگر منظورشان فرزند حقيقى باشد، كه لازمه آن جسم بودن است، و اگر «تبنّى» (فرزند خواندگى) كه در ميان عرب معمول بوده است باشد، آن نيز دليل بر ضعف و احتياج است.

اما يك وجود ازلى و ابدى و غير جسمانى و از هر نظر بى‏نياز، فرزند در مورد او معنى ندارد.

لذا بلا فاصله مى‏فرمايد: «منزه و پاك است او» از اين عيب و نقص (سُبْحانَهُ).

سپس اوصاف فرشتگان را در شش قسمت بيان مى‏كند كه مجموعا دليل روشنى است بر نفى فرزند بودن آنها:

1- «آنها بندگان خدا هستند» (بَلْ عِبادٌ).

2- بندگانى «شايسته و گرامى داشته» (مُكْرَمُونَ).

آنها همچون بندگان گريز پا نيستند كه تحت فشار مولى، تن به خدمت مى‏دهند خدا نيز آنها را به خاطر اخلاصشان در عبوديت گرامى داشته و مواهب خويش را به آنها افزايش داده است.

(آيه 27)- سوم: آنها آن قدر مؤدب و تسليم و سر بر فرمان خدا هستند كه «هرگز در سخن گفتن بر او پيشى نمى‏گيرند» (لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ).

4- و از نظر عمل نيز «آنها تنها فرمان او را اجرا مى‏كنند» (وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ).

آيا اين صفات، صفات فرزندان است يا صفات بندگان؟!