(آيه 28)- سپس به احاطه علمى پروردگار نسبت به آنها اشاره كرده، مىفرمايد: «خداوند «اعمال امروز و آينده و اعمال گذشته آنها را مىداند» (يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ). هم از دنياى آنها آگاه است و هم از آخرتشان، هم قبل از وجودشان و هم بعد از وجودشان.
مسلما فرشتگان از اين موضوع آگاهند كه خدا يك چنين احاطه علمى به آنها دارد، و همين عرفان، سبب مىشود كه آنها نه سخنى قبل از او بگويند و نه از فرمانش سر پيچى كنند.
5- بدون شك آنها كه بندگان گرامى و شايسته خدا هستند براى نيازمندان شفاعت مىكنند ولى بايد توجه داشت: «هرگز شفاعت نمىكنند مگر براى كسى كه بدانند خدا از او خشنود است» و اجازه شفاعت او را داده است (وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى).
جمله فوق پاسخى است به آنها كه مىگفتند: ما فرشتگان را عبادت مىكنيم تا در پيشگاه خدا براى ما شفاعت كنند، قرآن مىگويد آنها از پيش خود هيچ كارى نمىتوانند بكنند و هر چه مىخواهيد بايد مستقيما از خدا بخواهيد حتى اجازه شفاعت شفيعان را.
6- به خاطر همين معرفت و آگاهى است كه: «آنها از ترس او بيمناكند» و تنها ترس او را به دل راه مىدهند (وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ).
آنها از اين نمىترسند كه گناهى انجام داده باشند، بلكه از كوتاهى در عبادت يا ترك اولى بيمناكند.
(آيه 29)- روشن است كه فرشتگان با اين صفات بر جسته و ممتاز و مقام عبوديت خالص هرگز دعوى خدايى نمىكنند، اما اگر فرضا «كسى از آنها بگويد: من معبودى جز خدا هستم ما كيفر او را جهنم مىدهيم، آرى اين چنين ظالمان را كيفر خواهيم داد» (وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ).
در حقيقت دعوى الوهيت يك مصداق روشن ظلم بر خويشتن و بر جامعه است و در قانون كلى «كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ» درج است.





