(آيه 88)- «سر انجام ما دعاى او را اجابت كرديم و از غم و اندوه رهائيش بخشيديم» (فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ).

آرى «و اين گونه ما مؤمنان را نجات مى‏بخشيم» (وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ).

اين يك برنامه اختصاصى براى يونس نبود، بلكه هر كس از مؤمنان از تقصير خويش، عذر به درگاه خدا آورد، و از ذات پاكش مدد و رحمت طلبد ما دعايش را مستجاب و اندوهش را بر طرف خواهيم كرد.

(آيه 89)- نجات زكريّا از تنهايى: در اين آيه و آيه بعد گوشه‏اى از سرگذشت دو شخصيت ديگر از پيامبران بزرگ الهى «زكريا» و «يحيى» را بيان مى‏كند.

نخست مى‏گويد: «زكريّا را به خاطر بياور هنگامى كه پروردگارش را خواند و عرضه داشت: پروردگارا! مرا تنها مگذار، و تو بهترين وارثان هستى» (وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ).

سالها بر عمر زكريا گذشت، و برف پيرى بر سرش نشست، اما هنوز فرزندى نداشت، و از سوى ديگر همسرى عقيم و نازا داشت.

او در آرزوى فرزندى بود كه بتواند برنامه‏هاى الهى او را تعقيب كند در اين هنگام با تمام قلب به درگاه خدا روى آورد و تقاضاى فرزند صالح و برومندى كرد.

(آيه 90)- خداوند اين دعاى خالص و سرشار از عشق به حقيقت را اجابت كرد، و خواسته او را تحقق بخشيد آن چنان كه مى‏فرمايد: «پس ما دعاى او را اجابت كرديم و يحيى را به او بخشيديم» (فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى‏).

و براى رسيدن به اين مقصود «همسر نازاى او را اصلاح (و قادر به آوردن فرزند) كرديم» (وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ).

سپس اشاره به سه قسمت از صفات برجسته اين خانواده كرده چنين مى‏گويد: «آنها در انجام كارهاى خير، سرعت مى‏كردند» (إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ).

«و آنها به خاطر عشق به طاعت و وحشت از گناه در همه حال ما را مى‏خواندند» (وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً).

«و آنها همواره در برابر ما خشوع داشتند» خضوعى آميخته با ادب و احترام و ترس آميخته با احساس مسؤوليت (وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ).

ذكر اين صفات سه گانه ممكن است اشاره به اين باشد كه آنها به هنگام رسيدن به نعمت گرفتار غفلتها و غرورهايى كه دامن افراد كم ظرفيت و ضعيف الايمان را به هنگام وصول به نعمت مى‏گيرد نمى‏شدند.