(آيه 97)- و بلا فاصله مىگويد: «و وعده حق [قيامت] نزديك مىشود» (وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ).
«در آن هنگام چشمهاى كافران از وحشت از حركت باز مىماند» و خيره خيره به آن صحنه نگاه مىكنند (فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا).
در اين هنگام پردههاى غرور و غفلت از برابر ديدگانشان كنار مىرود و فريادشان بلند مىشود «اى واى بر ما! ما از اين صحنه در غفلت بوديم» (يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا).
و چون نمىتوانند با اين عذر، گناه خويش را بپوشانند و خود را تبرئه كنند با صراحت مىگويند: «نه، بلكه ما ظالم و ستمگر بوديم»! (بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ).
اصولا چگونه ممكن است با وجود اين همه پيامبران الهى و كتب آسمانى و اين همه حوادث تكان دهنده، و همچنين درسهاى عبرتى كه روزگار به آنها مىدهد در غفلت باشند، آنچه از آنها سر زده تقصير است و ظلم بر خويشتن و ديگران.
(آيه 98)- هيزم جهنم! در تعقيب آيات گذشته كه از سر نوشت مشركان ستمگر بحث مىكرد در اينجا روى سخن را به آنها كرده و آينده آنها و معبودهايشان را چنين ترسيم مىكند: «شما و آنچه را غير از خدا مىپرستيد آتشگيره جهنّميد»! (إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ).
آتشگيره جهنم و هيزمى كه شعلههاى آن را تشكيل مىدهد خود شما و خدايان ساختگى شماست، و همچون قطعههاى هيزم بىارزش يكى پس از ديگرى در جهنم پرتاب مىشويد! سپس اضافه مىكند: «شما وارد بر آن مىشويد» (أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ).
اول بتها را در آتش مىافكنند، سپس شما بر آنها وارد مىشويد، گويى خدايانتان با آتشى كه از وجودشان بر مىخيزد از شما پذيرايى مىكنند.





