(آيه 13)- بعد از بيان نعمت كشتيها كه تماس نزديكى با زندگى روز مره انسانها دارد به مسأله تسخير ساير موجودات بطور كلى پرداخته، مىگويد: «و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است همه را از ناحيه خودش مسخّر شما ساخت» (وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ).
با توجه به اين كه همه مواهب از ناحيه اوست و خالق و مدبر و پروردگار همه، ذات پاك او مىباشد پس چرا انسان به سراغ غير او رود؟ و سر بر آستان مخلوقات ضعيف بگذارد؟ و از معرفت منعم حقيقى غافل بماند؟
لذا در پايان آيه مىافزايد: «در اين، نشانههاى مهمى است براى كسانى كه تفكر و انديشه مىكنند» (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ).
در آيه قبل از عواطف انسانها استفاده مىشد، و در اينجا از عقول و انديشههاى آنها، چه خداى مهربانى كه با هر زبان ممكن با بندگانش سخن مىگويد، گاه با زبان دل، و گاه با زبان فكر، و هدف در همه اينها يك چيز بيش نيست، و آن بيدارى انسانهاى غافل و به حركت در آوردن آنها در سير الى اللّه است.
(آيه 14)- سپس به ذكر يك دستور اخلاقى در برخورد با كفار مىپردازد تا بحثهاى منطقى سابق را به اين وسيله تكميل كند روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كرده، مىفرمايد: «به مؤمنان بگو: كسانى را كه اميد به ايام اللّه (روز رستاخيز) ندارند مورد عفو قرار دهند، و نسبت به آنها سخت نگيرند» (قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ).
ممكن است آنها بر اثر دور بودن از مبادى ايمان و تربيت الهى برخوردهاى خشن و نامطلوب، و تعبيرات زشت و زنندهاى داشته باشند، شما بايد با بزرگوارى و سعه صدر با اين گونه اشخاص برخورد كنيد، مبادا بر لجاجت خود بيفزايند، و فاصله آنها از حق بيشتر شود.
ولى براى اين كه اين گونه افراد از اين بزرگوارى و عفو و گذشت سوء استفاده نكنند در پايان آيه مىافزايد: «اين به خاطر آن است كه (خداوند در آن روز) هر قومى را به اعمالى كه انجام مىدادند جزا دهد» (لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ).





