(آيه 5)- در اين آيه از سه موهبت بزرگ كه هر يك نقش مهمى در حيات انسان و موجودات زنده ديگر دارد، و هر يك آيتى از آيات خداست، نام مى‏برد:
مسأله «نور» و «آب» و «هوا».

مى‏فرمايد: «در آمد و شد شب و روز، و رزقى را كه خداوند از آسمان نازل كرده و به وسيله آن زمين را بعد از مرگش حيات بخشيده، و همچنين در وزش بادها، نشانه‏هايى است براى جمعيتى كه تعقل و انديشه مى‏كنند» (وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ).

مسأله نظام «نور و ظلمت» و آمد و شد شب و روز كه هر يك با نظام خاصى جانشين و خليفه ديگرى مى‏شود بسيار حساب شده و شگفت انگيز است.

در مرحله دوم از رزق حياتبخش آسمانى، يعنى باران، سخن به ميان آمده كه نه در لطافت طبعش كلامى است، و نه در قدرت احيا گريش سخنى، و همه جا نشانه زندگى و طراوت و زيبائى است.
و در مورد سوم سخن از وزش بادها است بادهايى كه هواى پر اكسيژن زنده را جابه‏جا مى‏كنند، و در اختيار جانداران مى‏گذارند، هواى آلوده به كربن را براى تصفيه به دشتها و جنگلها و صحراها مى‏فرستند، و پس از تصفيه به شهرها و آباديها مى‏برند، و عجب اين كه اين دو دسته از موجودات زنده يعنى «حيوانات» و «گياهان» درست بر ضد هم عمل مى‏كنند، اولى اكسيژن را مى‏گيرد و گاز كربن مى‏دهد، و دومى كربن را مى‏گيرد و اكسيژن مى‏دهد تا تعادل در نظام حيات برقرار گردد، و با گذشت زمان ذخيره هواى مفيد زمين نابود نشود.

وزش بادهايى كه علاوه بر اين، تلقيح گر گياهان، و بارور كننده آنها، و افشاننده انواع بذرها در سرزمينهاى مختلف، و پرورش دهنده مراتع طبيعى و جنگلها، و موج آفرين در دل اقيانوسهاست، موجى كه به دريا حيات و حركت مى‏بخشد، و آب را از عفونت و فساد حفظ مى‏كند، و نيز همين بادها كشتيها را بر صفحه اقيانوسها به حركت در مى‏آورند.