(آيه 15)- مىفرمايد: «كسى كه عمل صالحى به جا آورد به سود خود به جا آورده است، و كسى كه كار بدى انجام دهد به زيان خود اوست، سپس همه شما به سوى پروردگارتان بازگردانده مىشويد» و نتيجه اعمال خود را مىيابيد (مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ).
اين تعبير كه در آيات قرآن كرارا و با عبارات مختلف آمده است پاسخى است به آنها كه مىگويند اطاعت و عصيان ما براى خدا چه سود و زيانى دارد؟
و اين چه اصرارى است كه در زمينه اطاعت و نهى از معصيت او مىشود؟! اين آيات مىگويد: همه اينها سود و زيانش متوجه خود شماست، اين شما هستيد كه در پرتو اعمال صالح تكامل مىيابيد، و اين شما هستيد كه بر اثر جرم و گناه سقوط كرده در پرتگاه غضب و بعد از رحمت او گرفتار لعنت ابدى مىشويد.
(آيه 16)- اين همه موهبت به بنى اسرائيل داديم ولى ...! در تعقيب بحثهايى كه در آيات گذشته پيرامون انواع نعمتهاى خداوند و شكرگزارى و عمل صالح آمده، در اينجا نمونهاى از زندگى اقوام بعضى اقوام پيشين را كه مشمول نعمتهاى خداوند شدند اما كفران كردند شرح مىدهد.
مىفرمايد: «ما به بنى اسرائيل كتاب آسمانى و حكومت و نبوّت داديم، و از روزيهاى پاكيزه به آنها عطا كرديم، و آنان را بر جهانيان (هم عصر خود) برترى بخشيديم» (وَ لَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ).
در اين آيه مجموعا پنج موهبت را كه خداوند به بنى اسرائيل عطا كرده، بيان مىكند.
نخست مسأله كتاب آسمانى يعنى «تورات» است، كه مبيّن معارف دينى و حلال و حرام و طرق هدايت و سعادت بود.
دوم مقام حكومت و قضاوت.
سومين نعمت الهى بر آنها مقام «نبوت» بود كه خداوند انبياى بسيارى را از آنها برگزيد.
در روايتى آمده است: «عدد انبياى بنى اسرائيل بالغ بر هزار نفر مىشد» و در روايت ديگرى انبياى بنى اسرائيل چهار هزار نفر ذكر شده است.
چهارمين موهبت مواهب مادى و روزيهاى پاكيزه است.
و پنجمين موهبت، برترى و قدرت بلا منازع آنها بود.





