(آيه 32)- در گرداب بلا! بعد از بيان نعمت حركت كشتيها در درياها كه هم در گذشته و هم امروز، بزرگترين و مفيدترين وسيله حمل و نقل انسانها و كالاها بوده است، اشاره به يكى از چهرههاى ديگر همين مسأله كرده، مىگويد: «و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گيرد) خدا را با اخلاص مىخوانند» (وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ).
يعنى امواج عظيم دريا آن چنان بر مىخيزد، و اطراف آنها را احاطه مىكند كه گويى ابرى بر سر آنان سايه افكنده است، سايهاى وحشتناك و هولانگيز.
اينجاست كه انسان با تمام قدرتهاى ظاهرى كه براى خويش جلب و جذب كرده، خود را ضعيف و ناچيز و ناتوان مىبيند.
و اينجاست كه توحيد خالص همه قلب او را احاطه مىكند، و دين و آئين و پرستش را مخصوص او مىداند.
سپس اضافه مىكند: «اما وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه اعتدال را پيش مىگيرند» و به ايمان خود وفادار مىمانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر را پيش مىگيرند (فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ).
و در پايان آيه به گروه دوم اشاره كرده، مىفرمايد: «ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمان شكنان ناسپاس انكار نمىكنند» (وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ).





