(آيه 11)- بعد از ذكر عظمت خداوند در جهان آفرينش، و چهره‏هاى مختلفى از خلقت روى سخن را به مشركان كرده و آنها را مورد باز خواست قرار مى‏دهد، مى‏گويد: «اين آفرينش خداست، اما به من نشان دهيد معبودان غير او چه چيز را آفريده‏اند»؟! (هذا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ).

مسلما آنها نمى‏توانستند ادعا كنند هيچ يك از مخلوقات اين جهان مخلوق بتها هستند، بنا بر اين آنها به توحيد خالقيت معترف بودند، با اين حال چگونه مى‏توانستند شرك در عبادت را توجيه كنند، چرا كه توحيد خالقيت دليل بر توحيد ربوبيت و يگانگى مدبر عالم، و آن هم دليل بر توحيد عبوديت است.

لذا در پايان آيه، عمل آنها را منطبق بر ظلم و ضلال شمرده، مى‏گويد: «ولى ظالمان در گمراهى آشكارند» (بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ).

مى‏دانيم «ظلم» معنى گسترده‏اى دارد كه شامل قرار دادن هر چيز در غير محل خودش مى‏شود، و از آنجا كه مشركان عبادت و گاه تدبير جهان را در اختيار بتها مى‏گذاشتند مرتكب بزرگترين ظلم و ضلالت بودند.