(آيه 14)- احترام پدر و مادر: اين آيه و آيه بعد در حقيقت جملههاى معترضهاى است كه در لابلاى اندرزهاى لقمان از سوى خداوند بيان شده است، كه ارتباط روشنى با سخنان لقمان دارد، زيرا در اين دو آيه، بحث از نعمت وجود پدر و مادر و زحمات و خدمات و حقوق آنهاست و قرار دادن شكر پدر و مادر در كنار شكر «اللّه».
به علاوه تأكيدى بر خالص بودن اندرزهاى لقمان به فرزندش نيز محسوب مىشود چرا كه پدر و مادر با اين علاقه وافر و خلوص نيّت ممكن نيست جز خير و صلاح فرزند را در اندرزهايشان بازگو كنند.
نخست مىفرمايد: «و ما به انسان در باره پدر و مادرش سفارش كرديم» (وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ).
آنگاه به زحمات فوق العاده مادر اشاره كرده، مىگويد: «مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد» و به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازهاى را متحمّل مىشد. (حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ).
مادران در دوران باردارى گرفتار و هن و سستى مىشوند، چرا كه شيره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنين خود اختصاص مىدهند، و از تمام مواد حياتى وجود خود بهترينش را تقديم او مىدارند.
حتى اين مطلب در دوران رضاع و شير دادن نيز ادامه مىيابد، چرا كه «شير، شيره جان مادر است».
لذا به دنبال آن مىافزايد: «و دوران شير خوارگى او در دو سال پايان مىيابد» (وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ).
همان گونه كه در جاى ديگر قرآن نيز اشاره شده است: «مادران فرزندانشان را دو سال تمام شير مىدهند» (بقره/ 233) البته منظور دوران كامل شير خوارگى است هر چند ممكن است گاهى كمتر از آن انجام شود.
سپس مىگويد: توصيه كردم كه: «براى من و براى پدر و مادرت شكر به جا آور» (أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ).
شكر مرا به جا آور كه خالق و منعم اصلى تو هستم و چنين پدر و مادر مهربانى به تو دادهام و هم شكر پدر و مادرت را كه واسطه اين فيض و عهدهدار انتقال نعمتهاى من به تو مىباشند.
و در پايان آيه با لحنى كه خالى از تهديد و عتاب نيست مىفرمايد: «بازگشت (همه شما) به سوى من است» (إِلَيَّ الْمَصِيرُ).
آرى! اگر در اينجا كوتاهى كنيد در آنجا تمام اين حقوق و زحمات و خدمات مورد بررسى قرار مىگيرد و مو به مو حساب مىشود.





