بسم اللّه الرّحمن الرّحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(آيه 1)- اين سوره، با ذكر عظمت و اهميت قرآن آغاز مىشود، و بيان حروف مقطعه در ابتداى آن نيز اشاره لطيفى به همين حقيقت است، كه اين آيات كه از حروف ساده الفبا تركيب يافته، چنان محتوائى بزرگ و عالى دارد كه سر نوشت انسانها را بكلى دگرگون مىسازد «الف، لام، ميم» (الم).
(آيه 2)- لذا بعد از ذكر «حروف مقطعه» مىگويد: «اين آيات كتاب حكيم است» كتابى پر محتوا و استوار (تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ).
توصيف «الْكِتابِ» به «الْحَكِيمُ» يا بخاطر استحكام محتواى آن است، چرا كه هرگز باطل به آن راه نمىيابد، و هر گونه خرافه را از خود دور مىسازد.
و يا به معنى آن است كه اين قرآن همچون دانشمند حكيمى است كه در عين خاموشى با هزار زبان سخن مىگويد، تعليم مىدهد، اندرز مىگويد، تشويق مىكند، انذار مىنمايد، داستانهاى عبرتانگيز بيان مىكند، و خلاصه به تمام معنى داراى حكمت است، و اين سر آغاز، تناسب مستقيمى دارد با سخنان «لقمان حكيم» كه در اين سوره از آن بحث به ميان آمده.
(آيه 3)- اين آيه هدف نهائى نزول قرآن را با اين عبارت بازگو مىكند: اين كتاب حكيم «مايه هدايت و رحمت براى نيكو كاران است» (هُدىً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ).
«هدايت» در حقيقت مقدمهاى است براى «رحمت پروردگار»، چرا كه انسان نخست در پرتو نور قرآن حقيقت را پيدا مىكند و به آن معتقد مىشود، و در عمل خود آن را به كار مىبندد، و به دنبال آن مشمول رحمت واسعه و نعمتهاى بىپايان پروردگار مىگردد.
(آيه 4)- اين آيه محسنين را با سه وصف، توصيف كرده، مىگويد: همانان كه نماز را بر پا مىدارند، و زكات را مىپردازند و آنها به آخرت يقين دارند» (الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ).
پيوند آنها با خالق از طريق نماز، و با خلق خدا از طريق زكات، قطعى است و يقين آنها به دادگاه قيامت انگيزه نيرومندى است براى پرهيز از گناه و براى انجام وظايف.
(آيه 5)- و اين آيه عاقبت و سر انجام كار «محسنين» را چنين بيان مىكند:
«آنها بر طريق هدايت از پروردگارشانند، و آنانند رستگاران» (أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ).





