به‌علاوه این‌که ترشرویی، خلق ثابت نیست بلکه یک رفتار است که اولاً تنها در صورت تداوم می‌تواند حاکی از خلق باطنی باشد و ثانیاً ای‌بسا از روی وظیفه باشد؛ همچنان‌که مرتبه‌ای از نهی از منکر، ترشرویی است اما برای بدخلقی هیچ مجوزی وجود ندارد.
همچنین از نظر منابع لغوی، الفاظی که برای ترشرویی در قرآن کریم و روایات وجود دارد - مثل عبس و مشتقات آن- و یا برای گشاده‌رویی وجود دارد -چون حسن‌البشر، بسط‌الوجه و...- نفس انبساط صورت - باز بودن بین دو ابرو و چشم و عضلات پوست چهره که قبل از تبسم در چهره نمایان می‌شود-[15] و یا انقباض و گرفتگی آن‌ها[16] را می‌رسانند نه رفتاری دیگر غیر از این حالت خاص چهره را و منابع اسلامی ما، همان معنا را برای خوش‌رویی و ترشرویی به کار برده‌اند اما برای خوش‌خلقی معنایی جدید در نظر گرفته‌اند و خوش خویی و بدخویی را با نمودهایی دیگر چون خوش‌گویی(طیب‌االکلام)، تبسم، شوخی کردن با مومن و... و بدخویی را با نمودهایی چون فحش و ناسزا و آزار و اذیت و... معرفی نموده‌اند.
برای درک بهتر رابطه این مفاهیم که بر بسیاری خلط شده است، دقت در مدل تجسمی – توصیفی فوق می­تواند راهگشا باشد.
پی نوشت:
[15] . مصطفوى حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1360ش، ج 1، ص 273.
[16] . ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، دار صادر، بيروت، نوبت چاپ‏سوم، 1414 ق، ج 6، ص 127.