ـ اقامه نماز

لشکر کوفیان در برابر کاروان حسین صف کشیده بودند وقت نماز ظهر فرا رسید، امام به حجاج بن مسروق دستور داد اذان گوید. حجاج بن مسروق اذان گفت، سپس امام از خیمه بیرون آمدند، خطبه‌ای خواندند، پس از آن امام دستور داد اقامه نماز ظهر گویند، سپس به حر فرمود: آیا با اصحاب خود نماز می‌گزاری؟
حر گفت: خیر،‌ما به شما اقتدا خواهیم کرد.
پس هر دو لشکر در یک صف به نماز ایستادند، و حر به پیشوای شهیدان اقتدا نمود. که این حاکی از پاکی باطن حر بن یزید ریاحی بود.

ـ بیان هدف و آزمودن یاران

راه امام، راه کربلا و شهادت بود، در مسیر شهادت که معامله با خداست اجبار بر کسی نیست، و هر که را خدا بپسندند بر این معامله اقدام می‌کند، امام مثل دیگر سیاستمداران قصد اغواء یاران را نداشت چون هدف امام از همان اول شهادت بود و جهاد. روز حرکت از مدینه هدف خود را بیان کرد و در مناسبتهای مختلف در بین راه از هدف خود سخن گفت. راویان اخبار آورده‌اند: بعد از آنکه لشکر حر از بازگشت امام ممانعت کرد امام حسین (علیه‌السلام) به خطبه ایستاد و پس از حمد و ثنای الهی فرمودند: «همانا آنچه را که روی داده و پیش آمده خودتان می‌بینید. دنیا دگرگون شده و آنچه نیکو بود از آن روی گردانده و از آن نمانده مگر ته مانده‌ای همانند آن آب که در ته ظرفی پس از ریختن آبش بماند, زندگی ( در وضع کنونی) پست و ناچیز است مثل چراگاه ناگوار، مگر نمی‌بینید به حق عمل نمی‌شود و از باطل پرهیز نمی‌شود.
پس مؤمن خواستار و راغب می‌شود به شهادت در راه حق، که به راستی من مرگ را به جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز ملامت و ذلت نمی‌دانم.»
پس از سخنان امام، زهیر و هلال و بریر، برخواستند و ابراز پایداری بر عهد و پیمان خود و همراهی امام نمودند
.