(آيه 36)- سپس مىافزايد: «و به آنها اجازه داده نمىشود كه عذرخواهى كنند» (و لا يؤذن لهم فيعتذرون).
نه اجازه سخن گفتن دارند، و نه عذر خواهى و دفاع از خويشتن، چرا كه همه حقايق در آنجا روشن است، و چيزى براى گفتن ندارند، آرى اين زبان پشت هم انداز كه در دنيا از آزادى خود سوء استفاده كرده، به تكذيب انبيا و استهزاء اولياء و باطل كردن حق و حق جلوه دادن باطل، مىپرداخت در آنجا بايد به كيفر آن اعمال قفل شود، و از كار بيفتد، كه اين خود عذاب و شكنجه دردناكى است.
در حديثى از امام صادق عليه السّلام آمده است كه: «خداوند برتر و عادلتر و بزرگتر از آن است كه بندهاش عذر موجهى داشته باشد و به او اجازه عذرخواهى ندهد، بلكه آنها در حقيقت هيچ عذر موجهى ندارند كه مطرح كنند».
(آيه 37)- باز در پايان اين مقطع مىگويد: «واى در آن روز بر تكذيب كنندگان» (ويل يومئذ للمكذبين).
(آيه 38)- در مقطع ديگر روى سخن را به مجرمان كرده، به عنوان حكايت از صحنه آن روز، مىگويد: «امروز همان روز جدائى (حق از باطل) است كه همه شما و پيشينيان را در آن جمع كردهايم» (هذا يوم الفصل جمعناكم و الاولين).
امروز همه انسانها را بدون استثنا از اولين گرفته، تا آخرين، همه را براى حسابرسى و فصل خصومت در اين عرصه و دادگاه بزرگ گردآوردهايم.
آرى! امروز روز جدايى حق از باطل و ظالم از مظلوم است.
(آيه 39)- «اكنون اگر چارهاى در برابر من (براى فرار از چنگال مجازات) داريد انجام دهيد» (فان كان لكم كيد فكيدون).
آيا مىتوانيد از قلمرو حكومت من بگريزيد؟ يا توانائى داريد با پرداختن فديهاى آزاد شويد؟ و يا قدرت داريد مأموران حسابرسى را فريب دهيد؟
هر كار از دست شما ساخته است انجام دهيد، ولى بدانيد كارى از شما ساخته نيست.
(آيه 40)- و باز همان جمله تهديدآميز و بيداركننده را تكرار كرده، مىفرمايد: «واى در آن روز بر تكذيب كنندگان» (ويل يومئذ للمكذبين).





