(آيه 22)- سپس مىافزايد: قرار گرفتن نطفه در آن جايگاه محفوظ «تا مدتى معين» ادامه دارد (الى قدر معلوم).
مدتى كه آن را هيچ كس جز خدا نمىداند، مدتى مملوّ از تغييرات و دگرگونيها و تحولات بسيار كه هر روز لباس تازهاى از حيات و زندگى بر نطفه پوشانيده مىشود، و او را در مسير تكامل در آن مخفيگاه پيش مىبرد.
(آيه 23)- سپس نتيجهگيرى مىكند «ما قدرت بر اين كار داشتيم (كه از نطفه بىارزش و حقير و ناچيزى چنان انسان شريف و كاملى بسازيم) پس ما قدرتمند خوبى هستيم» (فقدرنا فنعم القادرون).
اين همان دليلى است كه قرآن بارها براى اثبات مسأله معاد روى آن تكيه كرده است، از جمله در آيات آغاز سوره حج مىگويد: چگونه در بازگشت مردگان به حيات جديد ترديد مىكنيد با اين كه قدرت او را در آفرينش اين انسان از يك نطفه بىارزش مشاهده مىكنيد كه هر روزش معاد و رستاخيزى است؟! چه تفاوتى ميان خاك و آن نطفه بىارزش است؟
(آيه 24)- در پايان باز همان جمله را تكرار فرموده، مىگويد: «واى در آن روز بر تكذيب كنندگان» (ويل يومئذ للمكذبين).
واى بر آنها كه اين همه آثار قدرت او را مىبينند و باز او را انكار مىكنند.
(آيه 25)- در بخش ديگرى از اين آيات به بيان قسمتى از آيات و نشانههاى آفاقى خداوند و نعمتها و مواهب او در جهان بزرگ مىپردازد كه هم دليل بر قدرت و رحمت واسعه اوست، و هم دليلى بر امكان معاد، در حالى كه در آيات گذشته سخن از آيات انفسى و مواهب خداوند در آفرينش خود انسان بود.
مىفرمايد: «آيا ما زمين را مركز اجتماع انسانها قرار نداديم»؟ (ا لم نجعل الارض كفاتا).
(آيه 26)- «هم در حال حياتشان و هم مرگشان» (احياء و امواتا).
منظور اين است كه زمين قرارگاهى است براى همه انسانها، زندگان را روى خود جمع مىكند، و تمام حوائج و نيازهايشان را در اختيارشان مىگذارد، و مردگان آنها را نيز در خود جاى مىدهد، كه اگر زمين، آماده براى دفن مردگان نبود عفونت و بيماريهاى ناشى از آن فاجعهاى براى همه زندگان به وجود مىآورد.





