(آيه 7)- محبت به كفارى كه سر جنگ ندارند: در اينجا همچنان بحث پيرامون قطع رابطه با مشركان ادامه مىيابد، و از آنجا كه اين قطع رابطه يك نوع خلأ عاطفى براى جمعى از مسلمانان ايجاد مىكرد، خداوند براى پاداش آنها و رفع اين كمبود به آنها بشارت داده، مىفرمايد: «اميد است خدا ميان شما و كسانى از مشركين كه با شما دشمنى كردند (از راه اسلام) پيوند محبت برقرار كند» (عسى الله ان يجعل بينكم و بين الذين عاديتم منهم مودة).
و اين امر سر انجام تحقق يافت، سال هشتم هجرى فرا رسيد و مكّه فتح شد و اهل مكّه به مصداق (يدخلون فى دين الله افواجا) گروه گروه مسلمان شدند، و آفتاب ايمان با گرمى محبت و دوستى تابيدن گرفت.
به هر حال اگر كسانى كه مورد علاقه مسلمانان هستند از خط مكتبى آنان جدا شوند نبايد از بازگشت آنها مأيوس شد، چرا كه خداوند بر همه چيز قادر است، اوست كه مىتواند دلها را دگرگون سازد، و اوست كه گناهان و خطاهاى بندگانش را مىبخشد، لذا در پايان آيه مىافزايد: «و خداوند تواناست و آمرزنده و مهربان است» (و الله قدير و الله غفور رحيم).
(آيه 8)- اين آيه شرح و توضيحى است بر مسأله ترك رابطه دوستى با مشركان، مىفرمايد: «خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه با شما در امر دين پيكار نكردند و شما را از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمىكند» (لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم).
«چرا كه خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد» (ان الله يحب المقسطين).





