(آيه 2)- در اين آيه، براى تأكيد و توضيح بيشتر، مىافزايد: شما براى چه طرح دوستى با آنها مىريزيد؟ با اين كه: «اگر آنها بر شما مسلّط شوند دشمنانتان خواهند بود، و دست و زبان خود را به بدى كردن به شما مىگشايند» (ان يثقفوكم يكونوا لكم اعداء و يبسطوا اليكم ايديهم و السنتهم بالسوء).
شما براى آنها دلسوزى مىكنيد در حالى كه عداوتشان با شما آن چنان ريشهدار است كه اگر بر شما دست يابند از هيچ كارى فروگذار نمىكنند.
و از همه بدتر اين است كه: «دوست دارند شما (از اسلام) به كفر بازگرديد» و بزرگترين افتخار خود يعنى گوهر ايمان را از دست دهيد (و ودوا لو تكفرون).
(آيه 3)- و در اين آيه به پاسخگوئى افرادى مانند «حاطب بن ابى بلتعه» پرداخته، كه در جواب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود: چرا اسرار مسلمانان را در اختيار مشركان مكّه قرار دادى؟ گفت: خواستم از اين طريق خويشاوندان و بستگانم را حفظ كنم! مىفرمايد: «هرگز بستگان و فرزندانتان روز قيامت سودى به حالتان نخواهند داشت» (لن تنفعكم ارحامكم و لا اولادكم).
چرا كه اگر اولاد و بستگان بىايمان باشند نه آبرو و سرمايهاى براى اين دنيا خواهند بود و نه وسيله نجاتى در آخرت.
سپس مىافزايد: خداوند روز قيامت «ميان شما جدائى مىافكند» (يوم القيامة يفصل بينكم).
اهل ايمان به سوى بهشت مىروند، و اهل كفر به سوى دوزخ.
و در پايان آيه، بار ديگر به همگان هشدار مىدهد كه: «خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست» (و الله بما تعملون بصير).
هم از نيّات شما آگاه است، و هم از اعمالى كه بطور سرّى انجام مىدهيد، و اگر در مواردى اسرار شما را مانند «حاطب بن ابى بلتعه» فاش نمىكند روى مصالحى است، نه اين كه نداند و آگاه نباشد.





