(آيه 5)- در اين آيه به يكى ديگر از درخواستهاى ابراهيم و يارانش كه در اين زمينه، حساس و چشمگير است اشاره كرده، مىگويد: «پروردگارا! ما را مايه گمراهى كافران قرار مده» (ربنا لا تجعلنا فتنة للذين كفروا).
اين تعبير ممكن است اشاره به اعمالى مانند اعمال «حاطب ابن ابى بلتعه» باشد كه گاهى از افراد بىخبر سر مىزند و كارى مىكنند كه سبب تقويت گمراهان مىگردد در حالى كه گمان مىكنند كار خلافى نكردهاند.
و در پايان آيه مىافزايد: «پروردگارا! (اگر لغزشى از ما سرزد) ما را ببخش» (و اغفر لنا ربنا).
«چرا كه تو عزيز و حكيمى» (انك انت العزيز الحكيم). قدرتت شكست ناپذير است و حكمتت نافذ در همه چيز.
(آيه 6)- در اين آيه بار ديگر روى همان مطلبى تكيه مىكند كه در نخستين آيه تكيه شده بود، مىفرمايد: «براى شما (مسلمانان) در زندگى آنها اسوه حسنه (و سرمشق نيكوئى) بود، براى كسانى كه اميد به خدا و روز قيامت دارند» (لقد كان لكم فيهم اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر).
نه تنها برائت و بيزاريشان از بت پرستان و خط كفر، بلكه دعاهاى آنها و تقاضاهايشان در پيشگاه خدا نيز براى همه مسلمانان سرمشق است.
بدون شك اين تأسى و پيروى نفعش قبل از هر كس به خود مسلمانان باز مىگردد لذا در پايان مىافزايد: «و هر كس سرپيچى كند (به خويشتن ضرر زده است) زيرا خداوند بىنياز و شايسته ستايش است» (و من يتول فان الله هو الغنى الحميد).
زيرا طرح دوستى با دشمنان خدا آنها را تقويت مىكند، و قوت آنها باعث شكست خود شماست.
هميشه وجود الگوها و سرمشقهاى بزرگ در زندگى انسانها، وسيله مؤثرى براى تربيت آنها بوده است، به همين دليل، پيامبر و پيشوايان معصوم مهمترين شاخه هدايت را با عمل خود نشان مىدادند.





