اگر به راستى دم از دوستى خدا مىزنيد و به خاطر او از شهر و ديار خود هجرت كردهايد، و طالب جهاد فى سبيل اللّه و جلب رضاى او هستيد اين مطلب با دوستى دشمنان خدا سازگار نيست.
باز براى توضيح بيشتر مىافزايد: «شما مخفيانه با آنها رابطه دوستى برقرار مىكنيد در حالى كه من به آنچه پنهان يا آشكار مىسازيد از همه داناترم»! (تسرون اليهم بالمودة و انا اعلم بما اخفيتم و ما اعلنتم).
بنابر اين مخفى كارى چه فايدهاى دارد با علم خداوند به غيب و شهود.
و در پايان آيه، به عنوان يك تهديد قاطع، مىفرمايد: «و هر كس از شما چنين كارى كند از راه راست گمراه شده است» (و من يفعله منكم فقد ضل سواء السبيل).
هم از راه معرفت خدا منحرف گشته كه گمان كرده چيزى بر خدا مخفى مىماند، و هم از راه ايمان و اخلاص و تقوا كه طرح دوستى با دشمنان خدا ريخته و هم تيشه به ريشه زندگانى خود زده است كه دشمنش را از اسرارش با خبر ساخته و اين بدترين انحرافى است كه ممكن است به شخص مؤمن بعد از وصول به سر چشمه ايمان دست دهد.





