(آيه 13)- بار ديگر براى معرفى آن روز و بيان سرنوشت اين مكذبان به توضيح ديگرى پرداخته، مىافزايد: «در آن روز كه آنها را به زور به سوى آتش دوزخ مىرانند»! (يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلى نارِ جَهَنَّمَ دَعًّا).
(آيه 14)- به آنها مىگويند: «اين همان آتشى است كه آن را انكار مىكرديد»! (هذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ).
(آيه 15)- و نيز به آنها گفته مىشود: «آيا اين سحر است يا شما نمىبينيد»؟
(أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ).
شما پيوسته در دنيا مىگفتيد: آنچه محمد آورده سحر است، او از طريق ساحرى پرده بر چشمهاى ما افكنده تا حقايق را نبينيم، عقل ما را مىربايد و امورى را به نام «معجزه» به ما معرفى مىكند، و سخنانى را به عنوان «وحى الهى» براى ما مىخواند، اما اينها همه بى اساس است، و چيزى جز سحر نيست.
لذا روز قيامت به عنوان سرزنش و توبيخ به هنگامى كه آتش دوزخ را با چشم مىبينند و حرارت آن را لمس مىكنند به آنها گفته مىشود: «آيا اينها سحر است؟ يا پرده بر چشم شما افكنده شده»؟!
(آيه 16)- همچنين به آنها گفته مىشود: «در آن (آتش) وارد شويد، و بسوزيد، مىخواهيد صبر كنيد، يا نكنيد، براى شما يكسان است» (اصْلَوْها فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَواءٌ عَلَيْكُمْ).
«چرا كه تنها به اعمالتان جزا داده مىشويد» (إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).
آرى! اين اعمال خودتان است كه به سوى شما بازگشته، و پاپيچ شما شده است، بنابر اين جزع و فزع و آه و ناله و بىتابى تأثيرى ندارد.
اين آيه تأكيد مجددى است بر مسأله «تجسم اعمال» و بازگشت آن به سوى انسان و نيز تأكيد مجددى است بر مسأله عدالت پروردگار، چرا كه آتش جهنم هر قدر سوزان باشد و مجازات آن دردناك چيزى جز نتيجه اعمال خود انسانها و اشكال تبدّل يافته آن نيست.





