(آيه 49)- اين انسانهاى كم ظرفيت! به تناسب بحثى كه در آيات گذشته در باره مشركان و سرنوشت آنها بيان شده بود، در اينجا ترسيمى از حال اين انسانهاى ضعيف و بىايمان شده.
نخست مىفرمايد: «انسان هرگز از تقاضاى نيكى (و نعمت) خسته نمىشود» (لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ).
هرگز تنور حرص او از گرمى نمىافتد، هر چه بيشتر پيدا مىكند باز بيشتر مىخواهد، و هر چه به او بدهند باز سير نمىشود.
«اما (اگر دنيا به او پشت كند، نعمتهاى او زائل گردد، و) شر و بدى به او رسد بسيار مأيوس و نوميد مىشود» (وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ).
منظور از «انسان» در اينجا «انسان تربيت نايافته» اى است كه قلبش به نور معرفت الهى و ايمان پروردگار، و احساس مسؤوليت در روز جزا روشن نشده.
(آيه 50)- در اين آيه به يكى ديگر از حالات نامطلوب انسانهاى دور مانده از علم و ايمان يعنى حالت غرور و از خود راضى بودن اشاره كرده، مىفرمايد:
«و هر گاه او را (انسان) رحمتى از سوى خود، بعد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم، مىگويد: اين به خاطر شايستگى و استحقاق من بوده است» (وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لِي).
اين بينواى مغرور فراموش مىكند كه اگر لطف خدا نبود به جاى اين نعمت بايد گرفتار بلا شود.
در دنباله آيه مىافزايد: اين غرور سر انجام او را به انكار آخرت مىكشاند و مىگويد: «من باور ندارم قيامتى در كار باشد» (وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً).
و به فرض كه قيامتى در كار باشد «هر گاه من به سوى پروردگارم باز گردم پاداشهاى نيك و مواهب بسيار از براى من نزد او آماده است» (وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى). خدايى كه در دنيا مرا اين چنين گرامى داشته حتما در آخرت بهتر از اين پذيرايى خواهد كرد! ولى خداوند اين افراد مغرور و خيرهسر را در پايان اين آيه چنين تهديد مىكند كه: «ما به زودى كافران را از اعمالى كه انجام دادهاند آگاه خواهيم كرد، و از عذاب شديد به آنها مىچشانيم» (فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ).





