(آيه 6)- مشركان چه كسانى هستند؟ اين آيه همچنان سخن از مشركان و كافران مىگويد، و در حقيقت پاسخى است به گفتارى كه از آنها در آيات قبل نقل شده، و دفع هر گونه توهّم و اشتباه در زمينه دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله.
مىفرمايد: «بگو: من تنها انسانى مثل شما هستم و اين حقيقت پيوسته بر من وحى مىشود كه معبود شما فقط يكى است» (قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ).
نه مدعى فرشته بودنم، و نه انسانى از يك نژاد برتر و نه خداوند و نه فرزند خدا هستم بلكه انسانى همچون شما هستم با اين تفاوت كه پيوسته فرمان توحيد به من وحى مىشود.
سپس ادامه مىدهد: «اكنون كه چنين است تمام توجه خويش را به اين معبود يكتا كنيد و (از شرك و گناه) توبه و استغفار نماييد» (فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ).
سپس به عنوان هشدار و اعلام خطر مىافزايد: «واى بر مشركان» (وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ).
(آيه 7)- اين آيه به معرفى مشركان پرداخته، و جملهاى را در اين زمينه بازگو مىكند كه منحصر به اين آيه است مىفرمايد: «همان كسانى كه زكات را ادا نمىكنند و نسبت به آخرت كافرند» (الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ).
منظور از ترك زكات، ترك انفاقى است كه نشانه عدم ايمان آنها به خداست و به همين دليل در رديف عدم ايمان به معاد ذكر شده، و يا ترك زكات توأم با انكار وجوب آن است.
در حديثى از امام صادق عليه السّلام آمده است: «خداوند بزرگ براى فقيران در اموال اغنيا فريضهاى قرار داده كه جز با اداء آن شايسته ستايش نيستند، و آن زكات است كه به وسيله آن خون خود را حفظ مىكنند و نام مسلمان بر آنها گذارده مىشود».
(آيه 8)- در اين آيه به معرفى گروهى كه در نقطه مقابل اين مشركان بخيل و بىايمان قرار دارند، و جزاى آنها، پرداخته مىگويد: «كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند اجر و پاداشى جاودانى و قطع ناشدنى دارند» (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ).





