(آيه 15)- در اينجا- چنانكه روش قرآن است- بعد از ذكر اجمال به تفصيل در باره عاد و ثمود پرداخته، مىگويد: «اما قوم عاد به ناحق در زمين تكبر ورزيدند (تا آنجا كه) گفتند: چه كسى از ما نيرومندتر است»؟! (فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ قالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً).
اما قرآن در پاسخ اين ادعا مىگويد: «آيا آنها نمىدانستند خداوندى كه آنان را آفريده از آنها قويتر است»؟! (أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً).
نه تنها خالق آنها كه خالق تمام آسمانها و زمين است.
در پايان آيه مىافزايد: «و آنها (بر اثر اين پندار بىاساس) پيوسته آيات ما را انكار مىكردند» (وَ كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ).
(آيه 16)- آرى! انسان بىمايه و كم ظرفيت هنگامى كه مختصر قدرتى در خود احساس كند سر به طغيان بر مىدارد، و حتى گاه از بىخردى به مبارزه با قدرت خدا بر مىخيزد، و خداوند بزرگ چقدر ساده و آسان با يك اشاره عوامل حياتشان را به عامل مرگشان تبديل مىكند، چنانكه در همين ماجراى عاد در اين آيه اضافه مىكند: «سر انجام تند بادى شديد و پر صدا و هولانگيز و سرد و سخت، در روزهايى شوم و پر غبار، بر آنها فرستاديم، تا عذاب خوار كننده را در زندگى دنيا به آنها بچشانيم» (فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ لِنُذِيقَهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا).
اين تند باد عجيب چنانكه در آيات ديگر قرآن آمده چنان آنها را از زمين بلند مىكرد و زمين مىكوبيد، همچون تنههاى درخت خرما كه از ريشه كنده شده باشد.
هفت شب و هشت روز مىوزيد، و تمام زندگى اين قوم جبّار خودخواه مغرور را درهم مىكوبيد، و جز ويرانهاى از آن قصرهاى پر شكوه و زندگى مرفّه و اموال سرشار باقى نماند.
در پايان آيه مىگويد: تازه اين عذاب دنيا است، «و عذاب آخرت از آن هم خوار كنندهتر است» (وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى).
و از همه سختتر اين كه: هيچ كس به يارى آنها نمىشتابد «و از هيچ سو يارى نمىشوند» (وَ هُمْ لا يُنْصَرُونَ).





