(آيه 49)- در اين آيه نشانه‏هاى ديگرى براى حقانيت قرآن بيان كرده، مى‏گويد: «اين كتاب آسمانى مجموعه‏اى است از آيات بينات كه در سينه‏هاى صاحبان علم قرار مى‏گيرد» (بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ).

تعبير به «آياتٌ بَيِّناتٌ» بيانگر اين واقعيت است كه نشانه‏هاى حقانيت قرآن در خود آن به چشم مى‏خورد و در پيشانى آيات مى‏درخشد.

از اين گذشته، طرفداران اين آيات و طالبان و دلدادگان آن، كسانى هستند كه بهره‏اى از علم و آگاهى دارند، هر چند دستشان تهى و پايشان برهنه است.

در پايان آيه اضافه مى‏كند: «و آيات ما را جز ستمگران (از روى عناد) انكار نمى‏كنند» (وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ).
چرا كه نشانه‏هاى آن روشن است و در كتب پيشين نيز آمده است.

(آيه 50)- آيا معجزه قرآن كافى نيست؟! كسانى كه بر اثر لجاجت و اصرار در باطل، حاضر نبودند به هيچ قيمتى در برابر بيان مستدل و منطقى قرآن تسليم شوند. دست به بهانه جويى تازه‏اى زدند.

چنانكه قرآن در اين آيه مى‏گويد: آنها از روى سخريه و استهزا «گفتند: چرا معجزاتى (همچون معجزات موسى و عيسى) از سوى پروردگارش بر او نازل نشده است»؟ (وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ).

چرا او عصاى موسى و يد بيضا و دم مسيحا ندارد؟ قرآن براى پاسخگويى به اين بهانه جويان لجوج، از دو راه وارد مى‏شود.

نخست مى‏گويد: به آنها «بگو: (معجزه كار من نيست كه با تمايلات شما انجام گيرد) معجزات همه نزد خداست» (قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ).

او مى‏داند چه معجزه‏اى در چه زمانى و براى چه اقوامى متناسب است.
و بگو: «من فقط انذار كننده و بيم دهنده آشكارم» (وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ).