(آيه 29)- «لوط» (ع) اين پيامبر بزرگ سپس مقصد خود را فاشتر بيان ساخت و گفت: «آيا شما به سراغ مردان مىرويد»؟! (أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ).
«و آيا راه (تداوم نسل انسان) را قطع مىكنيد»؟! (وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ).
«و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مىدهيد» (وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ).
اكنون ببينيم پاسخ اين قوم گمراه و ننگين در برابر سخنان منطقى حضرت لوط (ع) چه بود.
قرآن مىگويد: «اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند: اگر راست مىگويى عذاب الهى را براى ما بياور» (فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ).
(آيه 30)- در اينجا بود كه لوط (ع) دستش از همه جا كوتاه شد، رو به درگاه خدا آورد و با قلبى آكنده از غم و اندوه «عرض كرد: پروردگارا! مرا در برابر اين قوم تبهكار يارى فرما» (قالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ).
قومى كه روى زمين را به فساد و تباهى كشيدهاند، اخلاق و تقوا را بر باد دادهاند، عفت پاكدامنى را پشت سر انداختهاند، شرك و بت پرستى را با فساد اخلاق و ظلم و ستم آميختهاند و نسل انسان را به فنا و نيستى تهديد كردهاند.
(آيه 31)- و اين هم سر نوشت آلودگان! سر انجام دعاى لوط مستجاب شد، فرشتگانى كه مأمور عذاب بودند قبل از آن كه به سر زمين لوط (ع) براى انجام مأموريت خود بيايند به سر زمينى كه ابراهيم (ع) در آن بود براى اداى رسالتى ديگر، يعنى بشارت ابراهيم (ع) به تولد فرزندان رفتند.
آيه مىگويد: «و هنگامى كه فرستادگان ما (از فرشتگان) بشارت (تولد فرزند) براى ابراهيم آوردند، گفتند: ما اهل اين شهر و آبادى را [و به شهرهاى قوم لوط اشاره كردند] هلاك خواهيم كرد، چرا كه اهل آن ستمگرند» (وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ).





