(آيه 5)- سپس بار ديگر به سراغ برنامه‏هاى مؤمنان و اندرز به آنها مى‏رود مى‏گويد: «هر كس اميد لقاء پروردگار دارد (بايد آنچه در توان دارد از اطاعت فرمان او مضايقه نكند) زيرا زمانى را كه خداوند تعيين كرده (سر انجام) فرا مى‏رسد» (مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ). آرى! اين وعده الهى تخلف‏ناپذير است.

و از اين گذشته خداوند سخنان شما را مى‏شنود و از اعمال و نيات شما آگاه است كه «او شنوا و داناست» (وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ).

لقاى پروردگار در قيامت، نه يك ملاقات حسى است كه يك لقاى روحانى و يك نوع شهود باطنى است، چرا كه در آنجا پرده‏هاى ضخيم عالم ماده از مقابل چشم جان انسان كنار مى‏رود، و حالت شهود به انسان دست مى‏دهد.

(آيه 6)- اين آيه در حقيقت تعليلى است براى آنچه در آيه قبل گذشت، مى‏گويد: اين كه دستور داده شده مؤمنان به «لقاء اللّه» آنچه در توان دارند فرو گذار نكنند به خاطر اين است كه «هر كسى جهاد و تلاش و كوششى كند (و تحمل مصائب و مشكلاتى نمايد) در حقيقت براى خود جهاد كرده است، چرا كه خدا از همه جهانيان بى‏نياز است» (وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ).

برنامه آزمون الهى، جهاد با هواى نفس، و مبارزه با دشمنان سر سخت براى حفظ ايمان و پاكى و تقوا، به سود خود انسان است.

(آيه 7)- اين آيه توضيح و تكميلى است براى آنچه بطور سر بسته در آيه قبل تحت عنوان «جهاد» آمده بود، در اينجا حقيقت جهاد را شكافته و چنين باز گو مى‏كند: «كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند گناهان آنها را مى‏پوشانيم» (وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ).

بنا بر اين نخستين فايده اين جهاد بزرگ (ايمان و عمل صالح) تكفير و پوشاندن گناهان است كه عائد خود انسان مى‏شود، همان‏گونه كه ثواب آن هم از آن خودشان مى‏باشد.
چنانكه قرآن در پايان آيه مى‏گويد: «و ما بطور قطع آنها را به بهترين اعمالى كه انجام دادند پاداش مى‏دهيم» (وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ).