امام خميني، تربيت يافته مكتب وحي، از چشم انداز زيبايي به نقد نگريست كه توانست زيباييهاي بسيار بيافريند.

او، در سراسر زندگي معنوي خود، هم با نقدهاي علمي و اجتماعي خود، جامعه را به آبشخور اصلاح رهنمون شد و هم با نقدپذيري، فرهنگ نويني بنا نهاد.

او، پيش از پيروزي انقلاب، كه در حوزه در كار تدريس و نيروهاي ديني و انقلابي بود، روحيه نقد و انتقاد و اشكال و اعتراض منطقي و مستدل را در حوزه درسي فقه و اصول خود رواج مي داد و به شاگردان روش نقّادي مي آموخت و خطاب به آنان مي گفت:

(مجلس درس و بحث است، مجلس وعظ و خطابه نيست،چرا ساكت هستيد و حرف نمي زنيد.)

او، ضمن پاسداشت جايگاه بزرگان و پيشينيان حوزوي و بهره مندي از تلاش علمي آنان، به نقد و بررسي موشكافانه ديدگاههاي آنان مي پرداخت و هيچ بزرگي، بزرگي او سبب نمي شد كه ديدگاه وي در بوته نقد قرار نگيرد. او، هميشه به شاگردان سفارش مي كرد:

(هر سخني گفته مي شود، به نظر تنقيد بنگريد، هر چه صاحب سخن هم بزرگ باشد، انسان نبايد فوراً حرف او را بپذيرد، بلكه بايد دقت و بررسي كند.)