[محبوب] داستانهای جالب و کوتاه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

موضوع: داستانهای جالب و کوتاه

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #32
    کاربر کانون رویا آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2012
    نوشته ها
    84
    می پسندم
    574
    مورد پسند : 180 بار در 76 پست
    میزان امتیاز
    33

    خدا را از ته قلب بخوان

    روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود.

    از او پرسید: که چرا این همه سختی را متحمل می شود؟

    مورچه گفت: معشوقم به من گفته است اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

    حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام دهی.

    مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم.

    حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.

    مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق من به او، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

    خدا را از ته قلب بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.

    (کنز العمال، ج2، ص72)

  2. 4 کاربر پست رویا عزیز را پسندیده اند .

    پرواز (07-01-2012), آســـــمان (02-02-2013), امیرحسین (07-01-2012), زهرا (07-03-2012)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •