[محبوب] داستانهای جالب و کوتاه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

موضوع: داستانهای جالب و کوتاه

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #19
    کهنه کار آســـــمان آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2011
    نوشته ها
    950
    می پسندم
    1,456
    مورد پسند : 934 بار در 574 پست
    نوشته های وبلاگ
    2
    میزان امتیاز
    68
    تحفه پسر فقیر به حضرت یوسف (ع)

    روزي دوستان يوسف پيامبر تصميم گرفتند برايش هديه اي ببرند. هر کس هديه اي ارزنده و گران قيمت و در خور عزيز مصر تهيه کرد. در ميان اين جمع دوستان، پسر فقيري بود که دوست داشت بهترين هديه را براي حضرت يوسف ببرد. با خود انديشيد که يوسف از مال دنيا بي نياز است، پس بايد زيباترين هديه را برايش ببرد. روز ميهماني فرارسيد. همه با ادب و در صفي منظم هداياي خود را تقديم کردند. پسر فقير که آخر از همه منتظر ايستاده بود، وقتي به محضر عزيز مصر مشرف شد، تکه آيينه ي شفاف و جلايافته اي را تقديم کرد. همه متعجب ماندند. يوسف دليل انتخاب هديه اش را پرسيد و پسير چنين پاسخ داد: در همه بازار گشتم، دريافتم که شما به آن اسباب و وسايل گران بها نيازي نداري، بلکه بهتر از آن ها را در قصر پادشاهي تان داريد، و چون در ميان اجناس زيبا و خوش زرق و برق گشتم، دريافتم که تو از همه ي آن ها زيباتري. حال اي يوسف، هديه اي برايت آوردم تازيباترين را برايت بنمايد، که زيباترين مخلوق عالم در اين کره ي خاکي تو هستي. بنگر در آيينه، تا اين زيبايي را تو خود نيز شاهد باشي. يوسف عزيز، ببين خداوند چقدر تو را زيبا و برازنده خلق کرده است.
    ***
    **
    *


    پشت هر کوه بلند

    سبزه زاریست پر از یاد خدا
    و در آن باغ کسی می خواند
    که خدا هست، دگر غصه چرا؟!؟!...


    *
    **
    ***


  2. 3 کاربر پست آســـــمان عزیز را پسندیده اند .

    محمد حسین (04-05-2012), پرواز (04-02-2012), امیرحسین (03-31-2012)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •