RE: فصل هشتم: توبه و پاكسازى
5- دستور امام به وزير براى جبران
از داستانهاى معروف در مورد جبران گناه، ماجراى علىبن يقطين وزير هارون الرشيد است. وى از دوستان امامان عليهم السلام بود، و مخفيانه از طرف امام عليه السلام اجازه داشت كه در مقام وزارت دستگاه هارون باشد و به مسلمين خدمت كند.
روزى شترچرانى كه ابراهيم نام داشت براى حاجتى نزد علىبنيقطين رفت. ولى مقام وزارت باعث شد كه علىبن يقطين به ابراهيم توجه نكرد و او را تحويل نگرفت و اجازه ورود به او نداد.
سالها بعد، علىبن يقطين عازم حج شد و در اين سفر به مدينه رفت و به در خانهى امام كاظم عليه السلام رفت تا به حضور آن حضرت برسد، ولى امام به او اجازهى ورود نداد.
او هر چه تلاش و كوشش كرد، موفق نشد كه به محضر امام برسد.
سرانجام در بيرون خانه با امام عليه السلام ملاقات كرد و علت بىاعتنايى امام را پرسيد.
امام كاظم عليه السلام به او فرمود: چرا در فلان روز به ابراهيم ساربان بىاعتنايى كردى و اجازهى ورود به او ندادى؟ به خاطر اين گناه، خداوند حج تو را قبول نمىكند، مگر اينكه ابراهيم را راضى كنى. (يعنى با كسب رضايت او گناه خود را جبران نمايى)
علىبن يقطين به كوفه وارد شد و به منزل ابراهيم رفت و در نزد ابراهيم، صورتش را روى خاك زمين گذاشت و ابراهيم را سوگند داد كه پاى خود را روى صورتش بگذارد و به اين ترتيب از ابراهيم رضايت گرفت. آنگاه به مدينه بازگشت و به محضر امام كاظم عليه السلام رسيد. امام اجازه ورود به او داد و از اين عمل علىبن يقطين تقدير كرد. «1»
__________________________________________________
(1). بحار، ج 48، منتهى الامال، ج 2 ص 165