5- دستور امام به وزير براى جبران‏

از داستان‏هاى معروف در مورد جبران گناه، ماجراى على‏بن يقطين وزير هارون الرشيد است. وى از دوستان امامان عليهم السلام بود، و مخفيانه از طرف امام عليه السلام اجازه داشت كه در مقام وزارت دستگاه هارون باشد و به مسلمين خدمت كند.

روزى شترچرانى كه ابراهيم نام داشت براى حاجتى نزد على‏بن‏يقطين رفت. ولى مقام وزارت باعث شد كه على‏بن يقطين به ابراهيم توجه نكرد و او را تحويل نگرفت و اجازه ورود به او نداد.

سال‏ها بعد، على‏بن يقطين عازم حج شد و در اين سفر به مدينه رفت و به در خانه‏ى امام كاظم عليه السلام رفت تا به حضور آن حضرت برسد، ولى امام به او اجازه‏ى ورود نداد.
او هر چه تلاش و كوشش كرد، موفق نشد كه به محضر امام برسد.
سرانجام در بيرون خانه با امام عليه السلام ملاقات كرد و علت بى‏اعتنايى امام را پرسيد.

امام كاظم عليه السلام به او فرمود: چرا در فلان روز به ابراهيم ساربان بى‏اعتنايى كردى و اجازه‏ى ورود به او ندادى؟ به خاطر اين گناه، خداوند حج تو را قبول نمى‏كند، مگر اينكه ابراهيم را راضى كنى. (يعنى با كسب رضايت او گناه خود را جبران نمايى)

على‏بن يقطين به كوفه وارد شد و به منزل ابراهيم رفت و در نزد ابراهيم، صورتش را روى خاك زمين گذاشت و ابراهيم را سوگند داد كه پاى خود را روى صورتش بگذارد و به اين ترتيب از ابراهيم رضايت گرفت. آنگاه به مدينه بازگشت و به محضر امام كاظم عليه السلام رسيد. امام اجازه ورود به او داد و از اين عمل على‏بن يقطين تقدير كرد. «1»
__________________________________________________
(1). بحار، ج 48، منتهى الامال، ج 2 ص 165