(آيه 71)- هنگامى كه سخن به اينجا رسيد و آخرين حرف خود را كه نشانه امتناع كامل از قبول دعوت هود بود زدند و او بكلى از هدايت آنان مأيوس شد، «به آنها گفت: اكنون كه چنين است بدانيد عذاب و كيفر خشم خدا بر شما مسلّما واقع خواهد شد» (قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ).

سپس براى اين كه گفتار آنها در باره بتها بدون پاسخ نماند، اضافه مى‏كند: «آيا شما با من در مورد چيزهايى كه از الوهيت جز نامى بى‏اثر ندارند و شما و پدرانتان اسم خدا بر آنها گذارده‏ايد و به دروغ آثار و خاصيتهايى براى آنها قائل شده‏ايد، به مجادله برخاسته‏ايد، در حالى كه هيچ گونه فرمان و حجتى خدا در اين باره نازل نكرده است» (أَ تُجادِلُونَنِي فِي أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ).

سپس گفت: «اكنون كه چنين است شما در انتظار بمانيد من هم با شما انتظار مى‏كشم» (فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ). شما در اين انتظار باشيد كه بتها ياريتان كنند و من در انتظارم كه عذاب دردناك الهى بر شما فرود آيد آينده نشان خواهد داد كداميك از اين دو انتظار به حقيقت نزديكتر خواهد بود.

(آيه 72)- در اين آيه سر انجام كار اين قوم لجوج در عبارت كوتاهى چنين بيان شده است: «ما هود و كسانى را كه با او بودند به لطف و رحمت خود، رهايى بخشيديم، و ريشه كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و حاضر نبودند در برابر حق تسليم شوند، قطع و نابود ساختيم» (فَأَنْجَيْناهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ قَطَعْنا دابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ ما كانُوا مُؤْمِنِينَ).

(آيه 73)- سرگذشت عبرت انگيز قوم ثمود! از اين به بعد به قيام «صالح» پيامبر بزرگ خدا در ميان قوم «ثمود» كه در يك منطقه كوهستانى ميان حجاز و شام زندگى مى‏كردند اشاره شده، نخست مى‏گويد: «ما به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم» (وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً).

پيامبر آنان صالح نيز همانند ساير پيامبران، نخستين گام را در راه هدايت آنها از مسأله توحيد و يكتاپرستى برداشت و به آنها «گفت: اى قوم من! خداوند يگانه را پرستش كنيد كه معبودى جز او نداريد» (قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ).

سپس اضافه نمود: من بدون دليل چيزى نمى‏گويم، «بيّنه و دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمده است و اين همان شترى است كه خداوند براى شما معجزه قرار داده است» (قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً).

سپس به آنها مى‏گويد: «او را به حال خود واگذاريد و بگذاريد در زمين خدا به چرا بپردازد، و به او آزار مرسانيد كه عذاب دردناكى شما را فرا خواهد گرفت» (فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ).