(آيه 57)- در آيات گذشته اشاره‏هاى مكرر به مسأله «مبدء» يعنى توحيد و شناسايى پروردگار از روى اسرار جهان آفرينش شد، و در اين آيه اشاره به مسأله «معاد» و رستاخيز مى‏شود، تا اين دو بحث يكديگر را تكميل كنند، و اين سيره قرآن است كه در بسيارى از موارد «مبدء» و «معاد» را با هم قرين مى‏سازد، نخست مى‏گويد: «او كسى است كه بادها را پيشاپيش باران رحمتش همچون بشارت دهنده‏اى (كه از قدوم مسافر عزيزى خبر مى‏دهد) مى‏فرستد» (وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ).

«بادهايى كه از اقيانوسها برخاسته و ابرهاى سنگين بار و پر آب را با خود حمل مى‏كند» (حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا).

«در اين موقع آنها را به سوى سرزمينهاى مرده و خشك و سوزان مى‏رانيم» و مأموريت آبيارى اين تشنگان را به عهده آنها مى‏نهيم (سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ).

«و به وسيله آن، آب حيات بخش را در همه جا فرو مى‏فرستيم» (فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ). «سپس به كمك اين آب انواع ميوه‏ها را از خاك تيره بيرون مى‏آوريم» (فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ).

و به دنبال آن اضافه مى‏كند: «اين چنين مردگان را از زمين بيرون مى‏آوريم» و لباس حيات را در اندامشان مى‏پوشانيم (كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى‏).

اين مثال را براى آن آورديم كه نمونه معاد را در اين دنيا كه همه سال در برابر چشم شما تكرار مى‏شود به شما نشان دهيم «تا شايد متذكر گرديد» (لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ).

(آيه 58)- در اين آيه براى اين كه گمان نشود يكنواخت بودن باران دليل آن است كه همه سرزمينها يكسان زنده شوند، و براى اين كه روشن گردد، استعدادها و آمادگيهاى متفاوت سبب استفاده‏هاى مختلف از مواهب الهى مى‏شود، مى‏گويد:

«سرزمين شيرين و پاكيزه گياهان پربركت و مفيد و سودمند به اذن پروردگار، از آن مى‏رويد» (وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ).

«اما زمينهاى شوره‏زار و خبيث و زشت، چيزى جز گياهان ناچيز و كم ارزش نمى‏روياند» (وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً).

و در پايان آيه مى‏فرمايد: «اين چنين آيات را براى كسانى كه شكرگزارند (و از آن استفاده مى‏كنند و راه هدايت را مى‏پويند) بيان مى‏كنيم» (كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ).

آيه فوق در حقيقت اشاره به يك مسأله مهم است و آن اين كه تنها «فاعليت فاعل» براى به ثمر رسيدن يك موضوع، كافى نيست بلكه استعداد و «قابليت قابل» نيز شرط است.