(آيه 53)- و در اين آيه اشاره به طرز تفكر غلط تبهكاران و منحرفان در زمينه هدايتهاى الهى كرده، مى‏گويد: «آيا آنها جز انتظار تأويل آيات (و فرا رسيدن تهديدهاى الهى) دارند»؟ (هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ).

اما چه انتظار نابجايى، زيرا هنگامى كه نتايج و سر انجام اين وعده‏هاى الهى را مشاهده كنند، كار از كار گذشته و راهى براى بازگشت باقى نمانده است «آن روز كه تأويل آنها فرا رسد، كسانى كه قبلا آن را فراموش كرده بودند مى‏گويند: فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند» و گفتار آنها نيز همه حق بود (يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ).

اما در اين هنگام در وحشت و اضطراب فرو مى‏روند، و به فكر چاره‏جويى مى‏افتند و مى‏گويند: «آيا (امروز) شفيعانى يافت مى‏شوند كه براى ما شفاعت كنند»؟ (فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا).

و «يا (اگر شفيعانى براى ما در كار نيست و اصولا شايسته شفاعت نيستيم) آيا ممكن است به عقب باز گرديم و اعمالى غير آنچه انجام داديم انجام دهيم» و تسليم حق و حقيقت باشيم (أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ).

ولى افسوس! اين بيدارى بسيار دير است، نه راه بازگشتى وجود دارد و نه شايستگى شفاعت دارند، زيرا «آنها سرمايه‏هاى وجود خود را از دست داده و گرفتار خسران و زيانى شده‏اند كه تمام وجودشان را در بر مى‏گيرد» (قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ).

و بر آنها ثابت مى‏شود كه بتها و معبودهاى ساختگى آنان در آنجا هيچ گونه نقشى ندارد «و معبودهايى را كه به دروغ ساخته بودند همگى از نظرشان گم مى‏شوند» (وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ).

از اين آيه استفاده مى‏شود كه انسان در اعمال خود مختار و آزاد است و الّا تقاضاى بازگشت به دنيا نمى‏كرد تا اعمال بد خود را جبران كند. و نيز استفاده مى‏شود كه جهان ديگر جاى انجام عمل و كسب فضيلت و نجات نيست.