(آيه 99)- در اين آيه باز به شكل ديگر و به بيان تازه‏اى اين حقيقت را تأكيد مى‏كند و مى‏گويد: «آيا اين مجرمان از مكر الهى ايمنند؟ در حالى كه هيچ كس جز زيانكاران خود را از مكر خداوند در امان نمى‏دانند» (أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ).

منظور از «مكر الهى» آن است كه خداوند، مجرمان را با نقشه‏هاى قاطع و شكست ناپذير بدون اختيار خودشان از زندگانى مرفّه و هدفهاى خوشگذرانى باز مى‏دارد، و اين اشاره به همان كيفرها و بلاهاى ناگهانى و بيچاره كننده است.

(آيه 100)- در اين آيه بار ديگر براى بيدار ساختن انديشه‏هاى خفته اقوام موجود و توجه دادن آنان به درسهاى عبرتى كه در زندگانى پيشينيان بوده است مى‏گويد: «آيا كسانى كه وارث روى زمين بعد از صاحبان آن مى‏شوند، از مطالعه حال پيشينيان متنبه نشدند: كه اگر ما بخواهيم مى‏توانيم آنها را نيز به خاطر گناهانشان هلاك كنيم» و به همان سرنوشت مجرمان گذشته گرفتار سازيم (أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ).

و نيز مى‏توانيم آنها را زنده بگذاريم، ولى به خاطر غوطه‏ور شدن در گناه و فساد «بر دلهايشان مهر مى‏نهيم (درك و شعور و حس تشخيص را از آنها مى‏گيريم) آنچنان كه هيچ حقيقتى را نشنوند» و هيچ اندرزى را نپذيرند و در زندگى حيران و سرگردان شوند (وَ نَطْبَعُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ).