(آيه 12)- و از آنجا كه معرفت مبدأ و معاد كه در آيات قبل، پايه ريزى شده و اثر حتمى آن، تلاش در راستاى اطاعت خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است، در اين آيه مىافزايد: «و اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر را» (و اطيعوا الله و اطيعوا الرسول).
ناگفته پيداست كه اطاعت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز شعبهاى از اطاعت خداوند است، چرا كه او از خود چيزى نمىگويد، و تكرار «اطيعوا» در اينجا اشاره به همين است كه اين دو در عرض هم نيست، بلكه يكى از ديگرى سر چشمه مىگيرد، از اين گذشته اطاعت خداوند، مربوط به اصول قوانين و تشريع الهى است، و اطاعت رسول مربوط به تفسيرها و مسائل اجرائى مىباشد، بنابر اين يكى اصل و ديگرى فرع است.
سپس مىفرمايد: «اگر شما روى گردان شويد (و اطاعت نكنيد، او هرگز مأمور به اجبار شما نيست) رسول ما جز ابلاغ آشكار وظيفهاى ندارد» (فان توليتم فانما على رسولنا البلاغ المبين).
آرى! او موظف به رساندن پيام حق است، بعدا سر و كار شما با خداست، و اين تعبير يك نوع تهديد جدّى و سر بسته است.
(آيه 13)- در اين آيه اشاره به مسأله توحيد در عبوديت مىكند كه به منزله دليلى براى وجوب اطاعت است، مىفرمايد: «خداوند (كسى است كه) هيچ معبودى جز او نيست» (الله لا اله الا هو).
«مؤمنان بايد فقط بر او توكل كنند» (و على الله فليتوكل المؤمنون).
غير از او هيچ كس شايسته عبوديت نيست، چرا كه مالكيت و قدرت و علم و غنا، همه از آن اوست، و ديگران هر چه دارند، از او دارند. و به همين دليل نبايد در برابر غير او سر تسليم و تعظيم فرود آورند و نيز به همين دليل براى حل هرگونه مشكل بايد از او مدد گيرند و فقط بر او توكل كنند.





