(آيه 3)- سپس مسأله «خلقت» را با توضيح بيشتر، و با اشاره به هدف آفرينش در اين آيه ادامه داده، مىفرمايد: «آسمانها و زمين را به حق آفريد» (خلق السماوات و الارض بالحق).
هم در آفرينش آن، نظام حق و دقيقى است، و هم داراى هدف حكيمانه و مصالح حقّى است، چنانكه در آيه 27 سوره «ص» نيز فرمود: «ما آسمان و زمين و آنچه را در ميان اين دو است بيهوده نيافريديم، اين گمان كافران است».
بعد به آفرينش «انسان» پرداخته و ما را از سير آفاقى به سير انفسى دعوت كرده، مىافزايد: «و شما را (در عالم جنين) تصوير كرد، تصويرى زيبا و دلپذير» هم از نظر جسم و هم از نظر جان (و صوركم فاحسن صوركم).
به انسان، ظاهرى آراسته، و باطنى پيراسته، عقلى فروزان و خردى نيرومند داد، و از آنچه در كل جهان هستى است، نمونههائى در وجود او آفريد.
ولى همان گونه كه در پايان آيه مىفرمايد: «سر انجام (بازگشت همه) به سوى اوست» (و اليه المصير).
(آيه 4)- و از آنجا كه انسان براى هدف بزرگى آفريده شده بايد دائما تحت مراقبت پروردگار باشد، پروردگارى كه، از درون و برون او با خبر است، لذا در اين آيه مىفرمايد: «آنچه را در آسمانها و زمين است مىداند، و از آنچه پنهان يا آشكار مىكنيد با خبر است، و خداوند از آنچه در درون سينههاست، آگاه است» (يعلم ما فى السماوات و الارض و يعلم ما تسرون و ما تعلنون و الله عليم بذات الصدور).
اين آيه ترسيمى است از علم بىپايان خداوند، در سه مرحله: نخست علم او نسبت به تمامى موجودات آسمانها و زمين، سپس علم او به همه اعمال انسانها و آنچه را پنهان مىدارند يا آشكار مىسازند، و در مرحله سوم مخصوصا روى عقائد باطنى و چگونگى نيّتها و آنچه بر قلب و جان انسان، حاكم است، تكيه مىكند.
مسلما توجه به اين حقيقت در اصلاح و تربيت انسان فوق العاده مؤثر است، و انسان را براى وصول به هدف آفرينش و قانون تكامل آماده مىسازد.





