(آيه 3)- در اين آيه هدف نزول قرآن را چنين شرح مى‏دهد: ما قرآن را «جز براى يادآورى كسانى كه از خدا مى‏ترسند» نازل نكرديم (إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى‏).

تعبير «من يخشى» نشان مى‏دهد تا يك نوع احساس مسؤوليت (خشيت و ترس) در آدمى نباشد، پذيراى حقايق نخواهد شد.

(آيه 4)- سپس به معرفى خداوندى كه «نازل كننده قرآن» است مى‏پردازد، تا از طريق شناخت او، عظمت قرآن آشكارتر شود، مى‏گويد: «اين قرآن از سوى كسى نازل شده كه خالق زمين و آسمانهاى بلند و بر افراشته است» (تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى‏).

در حقيقت اين توصيف، اشاره به ابتدا و انتهاى نزول قرآن مى‏كند، انتهاى آن زمين و ابتدايش آسمانهاست.

(آيه 5)- باز به معرفى پروردگار نازل كننده قرآن ادامه داده، مى‏گويد: او خداوندى است «رحمان كه فيض رحمتش همه جا را فرا گرفته، و بر عرش مسلط است» (الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‏).

جمله فوق كنايه از تسلط پروردگار و احاطه كامل او نسبت به جهان هستى و نفوذ امر و فرمان و تدبيرش در سراسر عالم است.

(آيه 6)- به دنبال «حاكميت» خدا بر عالم هستى از «مالكيت» او سخن مى‏گويد: «از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمين، و آنچه ميان اين دو، و آنچه در زير خاك (پنهان) است» (لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى‏).

(آيه 7)- در اين آيه به چهارمين ركن يعنى «عالميت» او اشاره كرده، مى‏گويد: او آن قدر احاطه علمى دارد كه «اگر سخن آشكارا بگويى (يا مخفى كنى) او اسرار- و حتى پنهان‏تر از آن- را نيز مى‏داند» (وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى‏).

(آيه 8)- از مجموع آيات فوق شناخت اجمالى نسبت به نازل كننده قرآن در ابعاد چهار گانه «خلقت» و «حكومت» و «مالكيت» و «علم» حاصل مى‏گردد.

و شايد به همين جهت است كه در اين آيه مى‏گويد: «او اللّه است همان خداوندى كه معبودى جز او نيست براى او نامها و صفات نيك است» (اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏).

«اسماء الحسنى» به معنى نامهاى نيك است و بديهى است كه همه نامهاى پروردگار نيك است ولى از آنجا كه در ميان اسماء و صفات خدا بعضى داراى اهميت بيشترى است، به عنوان «اسماء حسنى» ناميده شده است.