بسم اللّه الرّحمن الرّحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

(آيه 1)- باز در آغاز اين سوره با حروف مقطعه، رو برو مى‏شويم، كه حسّ كنجكاوى انسان را بر مى‏انگيزد «ط، ه» (طه).

در حديثى از امام صادق (ع) مى‏خوانيم «طه» از اسامى پيامبر است و معنى آن يا طالب الحقّ، الهادى اليه «اى كسى كه طالب حقى، و هدايت كننده به سوى آنى» است.

«طه» مركب از دو حرف رمزى است «طا» اشاره به «طالب الحقّ» و «ها» اشاره به «هادى اليه» مى‏باشد، مى‏دانيم استفاده از حروف رمزى و علايم اختصارى در زمان گذشته و حال، فراوان بوده است، مخصوصا در عصر ما بسيار مورد استفاده است.

و كلمه «طه» مانند «يس» بر اثر گذشت زمان، تدريجا به صورت «اسم خاص» براى پيامبر اسلام (ص) در آمده است، تا آنجا كه آل پيامبر (ص) را نيز «آل طه» مى‏گويند، و از حضرت مهدى- عج- در دعاى ندبه «يابن طه» تعبير شده است.

(آيه 2)-

شأن نزول:

پيامبر (ص) بعد از نزول وحى و قرآن، بسيار عبادت مى‏كرد، مخصوصا ايستاده به عبادت مشغول مى‏شد، آنقدر كه پاهاى او متورم مى‏گرديد- آيه نازل شد و به پيامبر دستور داد كه اين همه رنج و ناراحتى بر خود تحميل نكن.

تفسير:

در اين آيه روى سخن را به پيامبر كرده، مى‏فرمايد: «ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى» (ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏).

درست است كه عبادت از بهترين كارهاست، ولى هر كار حسابى دارد، نبايد آن قدر بر خود تحميل كنى كه پاهايت متورم گردد و نيرويت براى تبليغ و جهاد كم شود.